ارتباط غیر شفاهی

هر وقت پیامی را به صورت شفاهی به فردی منتقل می کنیم، پیام غیر شفاهی نیز به همراه آن ارسال می شود. در بعضی موارد فقط پیام غیر شفاهی وجود دارد. به عنوان مثال در یک مهمانی، نگاه کردن، چشمک زدن، خیره شدن و اخم کردن هر کدام معنی خاصی دارد. از این رو صحبت در خصوص ارتباط، بدون مطرح کردن ارتباط غیر شفاهی کامل نمی شود.

این ارتباط شامل حرکت اعضای بدن، آهنگ و تاکید در ادای کلمات، حالت چهره و فاصله میان فرستنده و گیرنده است. می توان ادعا کرد که هر حرکت بدن، مفهومی دارد و هیچ حرکتی تصادفی نیست. مثلا با زبان بدن می توانیم بگوییم « کمکم کن، من تنها هستم »، « با من صحبت کن، آماده ام دوست شوم »؛ یا « تنهایم بگذار، افسرده ام ». به ندرت پیش می آید که پیام غیر شفاهی را با نیت قبلی بفرستیم.

 انسان ها حالت خود را با زبان غیر شفاهی بدن بیان می کنند. برای نشان دادن تعجب، ابرویمان را بالا می بریم؛ خاراندن بینی به معنی سردرگمی است؛ برای اینکه خودمان را از جمع جدا کنیم یا برای حفاظت از خود دست به سینه می نشینیم؛ بالا انداختن شانه به معنی کم اهمیتی است؛ چشمک زدن به معنی صمیمیت است؛ وقتی بی طاقت می شویم انگشتانمان را بی هدف تکان می دهیم؛ یا برای نشان دادن فراموش کردن موضوعی، دستمان را به پیشانی مان می زنیم.

 دو پیام مهم که زبان بدن منتقل می کند عبارتد از : (۱) میزان علاقه و توجه انسان به فردی دیگر یا دیدگاه او و (۲) وضعیت ادراک شده میان فرستنده و گیرنده. به عنوان مثال وقتی کسی را دوست داریم، به او بیشتر نزدیک شده و او را زیادتر لمس می کنیم. همچنین اگر احساس کنید مقام شما از فردی دیگر بالاتر است، بیشتر از حالت معمولی بدن خود را حرکت می دهید؛ مثلا پاهایتان را روی هم می اندازید یا اینکه روی صندلی لم می دهید. زبان بدن معمولا در کنار ارتباط شفاهی قرار گرفته و اغلب باعث پیچیده تر شدن آن می شود. حالت یا حرکت بدن به خودی خود مفهومی فراگیر ندارد، اما وقتی کنار زبان شفاهی قرار می گیرد، مفهوم فرستنده پیام را به شکل بهتری منتقل می کند. خواندن شرح مذاکرات یک جلسه نمی تواند همان حالتی را که در صورت در جلسه یا حتی مشاهده فیلم آن ایجاد می شود در شما ایجاد کند. چرا ؟ چون ارتباطات غیر شفاهی، ثبت و ضبط نشده اند. تاکیدی که بر کلمات یا عبارت شده، از بین رفته است. آهنگ ادای کلمات می تواند بر معنای پیام تاثیر بگذارد. حالت چهره هم پیامی را منتقل می کند. آنچه قیافه عبوس می گوید با آنچه صورت خندان بیان می کند متفاوت است. حالت چهره در کنار طرز بیان می تواند تکبر، پرخاشگری، ترس، خجالت و دیگر خصوصیاتی را که با خواندن صورت جلسه قابل انتقال نیست به مخاطب منتقل کند.

 فاصله فیزیکی میان افراد هم مفهوم دارد. فاصله مناسب عمدتا بر اساس هنجارهای فرهنگی مشخص می شود. به عنوان مثال فاصله ای که در برخی کشورهای اروپایی مناسب فرض می شود، در بسیاری از بخش های آمریکای شمالی حریم خصوصی تلقی می گردد. اگر فردی فاصله خود با شما را از آنچه مناسب تلقی می شود کمتر کند، به مفهوم گستاخی یا علاقه جنسی است؛ اگر فاصله را بیشتر کند، به معنی بی علاقگی یا نارضایتی از آنچه می گویید است.

 هوشیار بودن نسبت به جنبه های غیر شفاهی ارتباط، برای گیرنده دارای اهمیت است. همانطور که به لغات بیان شده توسط فرستنده توجه می کنید باید نشانه های غیر شفاهی او را هم زیر نظر داشته باشید. به ویژه مغایرت میان دو پیام باید مورد توجه شما قرار گیرد. ممکن است رئیستان بگوید آماده است تا در مورد بودجه انقباضی با او صحبت کنید، اما علائم غیر شفاهی حاکی از آن باشد که الان زمان مناسب برای این بحث نیست. فردی که مدام به ساعت خود نگاه می کند، فارغ از دلیلی که برای آن بیان می کند، دوست دارد جلسه هر چه زودتر خاتمه پیدا کند. مثلا وقتی به مردم می گوییم به آنها اطمینان داریم، اما به صورت غیر شفاهی اعلام می کنیم که اطمینانی نداریم، باعث سردرگمی آنها می شویم.


منبع : رفتار سازمانی رابینز مهدی زارع جلد۱ ،استیفن رابینز, تیموتی جاج، ترجمه مهدی زارع

وب سایت روانشناسی صنعتی و سازمانی: استفاده از مطلب فوق در دیگر سایت های اینترنتی مجاز و مورد تایید مدیر سایت نمی باشد. خواهشمند است رعایت امانت بفرمایید. با تشکر

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *