الگوی سازمانی پست مدرن (پسانوگرایی)

الگوی سازمانی پست مدرن (پسانوگرایی)

عوامل محیطی در زمان کنونی به سرعت در حال تغییر و تحول اند، رقابت در سطح جهان مطرح است، نیروی کار ناهمگون می باشد، مسایل اخلاقی به شدت مطرح اند، تکنولوژی و سیستم های ارتباطی به سرعت پیشرفت می کنند، مدیریت به جای اینکه درباره بهره مندی و گاهی استثمار کارکنان بیندیشند در اندیشه عوامل زیست محیطی است و می خواهد به روش طبیعی عمل نماید که در این میان انتظارات کارکنان تغییر یافته و در صدد رشد شخصی و حرفه ای خود برآمده اند و چون گذشته به فکر سود و پول نیستند بلکه به فرصت های حاصل در سازمان جهت رشد شخصی اهمیت قائل اند در چنین شرایطی است که سازمان باید واکنش های متفاوتی نسبت به افراد و عوامل محیط از خود نشان دهند.

امروزه، بیشتر دانشکده های بازرگانی دانشجوی مدیریت بازرگانی تربیت نمی کنند بلکه همواره، چون گذشته به افراد مدرک کارشناسی در رشته مدیریت « دیوان سالاری » می دهند. مدیران فردا باید سازمان هایی را طرح ریزی کنند که بتوانند در برابر تغییرات سریع جهانی واکنش مناسب از خود نشان دهند.

در سازمان ها در واکنش نسبت به تغییراتی که در جامعه رخ می دهد تغییرات عمده ای در حال رخ دادن است. سازمان ها از وضعیت « نوین یا مدرن » به سوی « الگوی سازمانی پسانوگرایی یا پست مدرن » پیش می روند.

یک الگو عبارت است از یک مجموعه ذهنی یا فکری مشترک که بیانگر راهی اساسی یا بنیادی از شیوه اندیشیدن، پنداشت، برداشت یا درک از جهان است. نوع درک و باور فرد مسیر رفتار او را تعیین می کند. در جامعه کنونی که سرعت تغییرات سرسام آور شده است شیوه های اندیشیدن و درک دستخوش دگرگونی و تحول گرفته و این پدیده موجب تغییر در رفتارهایی شده است که در سازمان ها رخ می دهد.

مقایسه الگوی سازمانی نوین با پسانوگرا (مدرن با پست مدرن)

نوین (مدرن)

متغیرهای محتوایی

پسانوگرا (پست مدرن)

با ثبات محیط متشنج
پول، ساختمان، ماشین آلات شکل سرمایه اطلاعات
تکراری تکنولوژی غیر تکراری
بزرگ اندازه کوچک یا متوسط
رشد، کارایی هدف ها یادگیری، اثر بخش
موجودیت کارکنان یک امر قطعی تلقی می شود فرهنگ تفویض اختیار به کارکنان
ره آوردهای سازمانی
خشک و متمرکز ساختار انعطاف پذیر و غیرمتمرکز
مرزهای مشخص _ مرزهای پراکنده (نامشخص)
خودکامه رهبری رهبری خدمتگذار
رسمی، مکتوب ارتباطات غیر رسمی، شغاهی
دیوان سالار کنترل غیرمتمرکز، خودکنترلی
مدیران برنامه ریزی و تصمیم گیری همگانی
پدر سالار اصول راهنما مساوات و برابری

بیشتر سازمان ها پیش از انقلاب صنعتی به امور کشاورزی و هنری توجه می کردند. اصولا ارتباطات به صورت رو در رو بود. سازمان ها کوچک، ساختارها ساده و مرزها مبهم بود. سازمان ها تمایل چندان زیادی به رشد و توسعه از خود نشان نمی دادند. ولی در عصر صنعت و دنیای کنونی الگوی جدیدی از سازمان پدیدار گردیده است.

رشد به عنوان نخستین شاخص موفقیت به حساب آمد. سازمان ها بزرگتر و پیچیده تر شدند و مرزهای بین دوایر سازمانی و بخش یا سازمان ها مشخص تر گردید. محیط و عوامل آن نسبتا با ثبات بودند و تکنولوژی مبتنی بر فرآیند تولید انبوه بود در عصر نوین، اصولا سرمایه به صورت پول، ساختمان و ماشین آلات بود. ساختارهای درونی پیچیده تر، عمودی و دیوان سالار شدند. رهبری بر اصول استوار مدیریت قرار داشت و ارتباطات به صورت رسمی، اسناد کتبی، مثل بخشنامه، دستورالعمل و گزارش بود که بیشتر به صورت دستورمآبانه و دیکتاتوری داده می شد. مدیران، امور برنامه ریزی و کارهای فکری سازمان را بر عهده داشتند و کارگران در ازای دستمزد و پاداش های دیگر مسئول انجام کارها بودند. در دنیای کنونی که آن را عصر پسانوگرایی یا پست مدرن می نامند محیط به هیچ وجه ثبات ندارد و سازمان های این عصر متوجه محیط پر هرج و مرج و غیر قابل پیش بینی جهان شده اند. دنیایی که از جمله ویژگی هایش تغییرات سریع، پیچیدگی و شگفتی هاست، مدیریت نمی تواند به شیوه های سنتی محتوای درون و بیرون سازمان را بگشاید، اندازه گیری کند، پیش بینی نماید یا آنها را کنترل کند.

سازمان برای سازش یا کنار آمدن با این پدیده ناشناخته به الگویی جدیدتر نیاز دارد تا بتواند در سایه ساختارهای تمرکز زدا و از طریق محدودتر کردن گسترده خود به جنبه های همکاری و تعاون، در سطح افقی، توجه بیشتری نماید. گذشته از این یک بار دیگر مرزهای بین سازمان ها مخدوش تر می شود، به ویژه زمانی که شرکت های رقیب می کوشند دست به دست هم داده و در سایه همکاری نیازهای محیط پر تشنج را تامین کنند. در سازمان های « پست مدرن » سرمایه به صورت پول یا ماشین آلات نیست، بلکه به صورت « اطلاعات » است. شیوه های ایجاد انگیزه در کارکنان مبتنی بر روش هایی است که بتوان رضایت باطنی آنها را (از نظر کار) تامین کرد.

زمانی تصمیمات بر عهده مدیریت شرکت بود، ولی در زمان کنونی بسیاری از اختیارات به کارکنان واگذار شده است و ماموریت های سازمان به صورتی آشکار ابراز می گردد تا تصمیمات به گونه ای اتخاذ گردد که بتوان به این هدف ها دست یافت. در سازمان های « پست مدرن » هنوز هم مدیریت معقول از اهمیت زیادی برخوردار است. ولی ویژگی های رهبری بسیار متفاوت است. رهبری « خدمتگزار » در کانون فعالیت ها قرار می گیرد، زیرا مدیر خدماتی را به کارکنان ارائه می کند که آنها هم به نوبه خود خدماتی را به مشتریان ارائه کنند. گذشته از این، هنگامی که سازمان با مساله هایی ویژه رو به رو می شود رهبران غیر رسمی وارد صحنه می شوند، مساله را حل می کنند و یک بار دیگر در تیم های سازمانی حل می گردند و تیم پدیده ای است که در شرایط مختلف که به مهارت های گوناگونی نیاز است تشکیل می گردد.

در سازمان های « پست مدرن » هنوز هم همان ویژگی های قدیمی و سنتی، مثل اصل مساوات و برابری، تفویض اختیار، روابط در سطح افقی و توافق نظر در امور، اهمیت دارد. شرکت کرایسلر که قدیمی ترین واحد تولیدی آن در نیوکاسل، ایندیانا قرار دارد، شاهد تغییرات اساسی شده است، زیرا سازمان شکل « پست مدرن » را تجربه می کند.

منبع:

مبانی تئوری و طراحی سازمان. تالیف؛ ریچارد آل دفت (۱۹۹۸). ترجمه پارسائیان و اعرابی (۱۳۸۶) چاپ چهارم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید