درس اول: چگونه یک روانشناس صنعتی و سازمانی بشویم؟

معرفی

روانشناسی صنعتی و سازمانی[۱] از جمله واژگان غریب در زبان فارسی است. ولی نه همان قدر که واژه روانشناسی خود نامانوس و دور از ذهن است. همانطور که کسی دقیقا نمی داند، تفاوت روانشناس بودن و مشاور بودن در چیست (در فرهنگ عامه) و البته توضیح دادن آن تفاوت هم، آسان نیست! کسی هم دقیقا نمی داند روانشناس صنعتی و سازمانی چه کاری انجام می دهد! و از آن بدتر، روانشناس صنعتی هم خود نمی داند چه کاری باید انجام دهد! البته بخشی از این عدم آگاهی ها ناشی از گستردگی و  بی حد و مرز بودن رشته روانشناسی؛ (به دلیل پیچیدگی انسان) به طور عام و البته رشته روانشناسی صنعتی و سازمانی به طور خاص است و بخشی دیگر نبود، علم و دانش کافی در این حوزه و کمبود اساتید برجسته و پرمایه در کشور است.لازم است در همین ابتدا تفاوت، محیط سازمانی[۲] و صنعتی[۳] را مشخص نمایم و این که چرا اینقدر اصرار بر وجود این دو واژه در کنار روانشناسی است.  واژه سازمان در این عنوان، به محیط هایی اشاره می کندکه ماهیتی اداری و کارمندی دارند. محیطی را فرض کنید که افرادی در پشت میز نشسته اند (چیزی شبیه و نزدیک به نیروهای ستادی[۴]) یک محیط اداری، کارمندی و ستادی. اما محیط صنعتی به محیط هایی اشاره دارد که تکنسین های فنی، کارگران فنی در آن مشغول فعالیت باشند در واقع ماهیتا  به محیطی از کار با ابزار آلات صنعتی شباهت دارد (چیزی شبیه نیروهای صف[۵]). بطور مثال در یک کارخانه تولید خودرو، واحدهای اداری و پرسنلی محیط سازمانی و خط تولید محیط صنعتی است.

عنوان “روانشناسی صنعتی و سازمانی” نیز به تفکیک این دو محیط اشاره می کند (و این تفاوت بسیار مهم است) چرا که نوع رفتارها، نوع وظایف، فرهنگ های موجود در این محیط ها، جو کاری، نوع ابزارهایی که افراد با آن سرو کار دارند، حتی نوع و علل استرس های شغلی، مضرات و خطرات، نوع پارامترهای سلامت و بسیاری دیگر از موارد در این دو محیط کاری تفاوت بسیاری دارد، که برای حل هر کدام و یا بررسی رفتار در هر محیط نیاز به دانش مربوط به همان جو کاری را خواهیم داشت.

 *** گذشته از این تعریف، روانشناسی صنعتی و سازمانی، رشته ای بین رشته ای است؛ یعنی مابین گرایش هایی از رشته مدیریت و روانشناسی؛

گرچه این علم را شاخه ای از علم روانشناسی می دانند؛ که البته درست هم هست، چرا که قواعد و اصولی که در این حوزه علمی مطرح می گردد، بر پایه نظریات روانشناختی است و  حتی برخی از نظریات مدیریتی را بر پایه علم روانشناسی توضیح می دهد. این تلفیق ها، در شاخه ای دیگر از علم با عنوان رفتار سازمانی[۶]؛ به طور شناخته شده تری مطرح گردیده است.

رفتار سازمانی یا organizational behavior  یا بطور مختصر  OB ؛ در پی مطالعه رفتار انسان ها در محیط های کار / سازمانی یا صنعتی/  است.

بنابراین، یک روانشناس صنعتی و سازمانی، باید دانش روانشناسی و علم مدیریت را توامان فرا بگیرد و از این دانش ها در حوزه فعالیت خود استفاده نماید.

در مطالب بعدی در همین دسته بندی به تشریح بیشتر این رشته تحصیلی می پردازم. در این مباحث قصد دارم روانشناسی صنعتی سازمانی را کمی موشکافانه تر بررسی کنم، امید وارم مفید فایده گردد.

از کجا باید شروع کرد. برای روانشناس صنعتی و سازمانی شدن باید از کجا آغاز کرد؟!

 برای پاسخ به این سوال، کافی است ابتدا به این سوال پاسخ دهید که، بطور کلی، برای انجام دادن هر کاری به بهترین شکل ممکن از کجا باید شروع کرد؟!

باید چه کرد؟  این سوال سه جواب دارد؛

  •  باید دانش کافی و لازم برای انجام آن کار را کسب کرد.
  • سپس برای بهتر انجام دادن کار، باید  مهارت لازم برای آن کار را بدست آورد.
  • اما پیش از همه اینها، باید یه چیز اساسی داشت!! توانایی.

پس ابتدا باید توانایی داشت. یعنی در مرتبه اول توانایی یک روانشناس شدن و در مرتبه دوم توانایی یک روانشناس صنعتی سازمانی شدن!  این واقعیت مهم است و به شدت وجود دارد که؛ هر کسی نمی تواند روانشناس شود یادرست تر بگویم، هر کسی نمی تواند روانشناس خوبی شود.

یک روانشناس باید ویژگی های شخصیتی و ذاتی و یا اکتسابی ویژه ای داشته باشد. یک روانشناس، صبور است، هوش هیجانی و قدرت درک بالایی دارد، یک شنونده عالی است، با هوش است (هوش کلی)،‌ فردی اجتماعی و یاد دهنده است،فردی رشد یافته و به دنبال رشد و خیرخواه دیگران است، معلم خوبی است، قدرت استدلال و کلام خوبی دارد. شهود و منطق را با هم دارد و بسیاری دیگر از چنین خصوصیاتی.

خب ابتدا ببینید ویژگی ذاتی و درونی تان با این ویژگی ها سازگار است. آیا علاقه دارید ساعتها بنشنید و به مشکلات شخصی یک مراجعه کننده گوش دهید و با صبوری وی را راهنمایی کنید، آیا روابط انسانی را خوب درک می کنید. بر هیجانات خود بخوبی مسلط هستید یا خیر. اگر چنین نیست شاید بتوانید روانشناس شوید ولی روانشناس خوبی نخواهید شد و این را بدانید، یک روانشناس خوب ممکن است زندگی موفقیت آمیزی نداشته باشد اما باید خوب زندگی کرده باشد.

ویژگی های بالا خصوصیات یک روانشناس بود. اما گفتیم روانشناسی صنعتی و سازمانی نیز گرایشی از روانشناسی است! بنابراین علاوه بر ویژگی های فوق باید، ویژگی های دیگری نیز داشته باشید تا یک روانشناس صنعتی سازمانی خوب هم بشوید. برای اینکه ویژگی های ر . ص. س (روانشناسی صنعتی و سازمانی.  به اختصار از این پس) را بشناسیم بهتر است محیط کاری و وظیفه ای که وی بر عهده دارد را توصیف کنیم. در نوشته بعد این کار را خواهیم کرد.

[۱] industrial and organizational psychology

[۲] organization

[۳] industrial

[۴] staff

[۵] line

[۶] organizational behavior

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *