درس سوم: فلسفه سازمان و رفتار سازمانی

چرا افراد گرد هم جمع می شوند و در گروه ها سازمان می یابند.
پیش از هر چیز بهتر است یک روانشناس صنعتی بداند که فلسفه تشکیل شدن یک سازمان چیست> همانطور که گفتیم، دانش اصلی روانشناسی صنعتی سازمانی مطالعه رفتار انسان در محیط سازمان است. ابتدا بدانیم فلسفه وجودی سازمان چیست> روشن شدن این موضوع به تببین بهتر رفتارها در محیط شغلی یاری رسان خواهد بود…
________________________________________
همانطور که قبلا بیان شد هدف علم بطور کلی توصیف و تشریح تبیین و کنترل پدیده هاست. رفتار سازمانی نیز به عنوان یک علم در پی بررسی علل رفتار آدمی (در تنهایی یا در گروه ها) و همچنین کنترل یا تغییر رفتار به منظور تولید بیشتر یا افزایش رضایت شغلی است.
ریشه های عمیق رفتار سازمانی در ۲ علم مدیریت و روانشناسی است. بدین معنا که رفتار سازماتی ماهیت خود را از علوم مدیریتی و روانشناختی کسب می کند. بدین ترتیب محیط بررسی و مطالعه این علم نیز “محیط شغلی” است و به عبارتی دیگر رفتار سازمانی به دنبال بررسی رفتار انسان در سازمان هاست.
در ابتدا بهتر است کمی در مورد سازمان بحث کنیم و اینکه فلسفه اصلی تشکیل سازمان ها چیست؟ چرا افراد گرد هم می آیند و گروه هایی را تشکیل می دهند و به عبارتی سازمان می یابند تا کاری را به ور دسته جمعی انجام دهند؟ پاسخ به این سوال فلسه تشکیل سازمان ها را مشخص می کند.

فلسفه سازمان
بطور حتم انسان ها ترجیح کارهایی را انجام دهند که برای آنها مزایایی به همراه داشته باشد و منافعی را متوجه خود کنند. یک فرض این است که؛ اگر انسانها می توانستند همه کارها را بطور فردی انجام دهند حتما همین کار را می کردند. بنابراین انسان ها در گذشت روزگار بخوبی دریافته اند که در انجام برخی کارها نیاز به همکاری و مساعدت یکدیگر دارند. به عبارتی دیگر افراد از آن جهت سازمان می یابند که می پندارند این کار موفقترین شیوه برای دستیابی به اهدافشان است. لذا بر اساس منطق خردمندی Rationality، افراد به یکدیگر کمک می کنند و هر یک بخشی از کار را انجام می دهد که منطقا یک فرد نمی تواند همه آن کارها را با هم انجام دهد.

این “سازمان” (به معنای در کنار هم جمع شدن) اجزایی دارد:
۱- سازماندهی کردن و فرآیندهای سازماندهی: شامل تعریف وظایف تعیین سلسله مراتب نظم و مقررات و ترتیبات شغلی
۲- تعیین اهداف و هدف گذاری: هدف به عنوان یک پیوند مشترک و نیروی وحدت بخش و همچنین به عنوان معیار عملکرد نقشی مهمی در سازمان دارد.
۳-اداره شایسته برای رسیدن به اهداف یا مدیریت: سازمان نیازمند یک فرد یا گروهی از افراد است که بتوانند بخوبی منابع مادی و انسانی سازمان را اداره کند و همچنین بر روند امور نظارت داشته باشند.
۴-تعیین نظام ارزشی در سازمان، به معنای گرایش ارزشی که اهداف را پسندیده تلقی کند! (منظور همان ارزش های سازمانی است) ارزش ها در یک سازمان می تواند به این شکل باشد: هدف ما خدمت به مردم است” هدف ما تولید بیشتر است”
(۵-) پیچیده شدن سازمان ها و تغییر و تحول : بنابراین مفهوم ساده ای از سازمان ارائه شد اما امروزه سازمان ها تغییر کرده اند به دلیل تخصصی شدن دانش ها و گسترش آن “پیچیده تر می شوند” و این موضوع ” اهداف” را پیچیده تر می کند و به “مدیر سازمان” بخاطر دشوار شدن هماهنگی نمودن میان منابع و اجزا فشار وارد می آورد. “وسعت” سازمان های امروزی چه از نظر ابعاد و چه از نظر درآمدها بیشتر شده است که اداره و سازماندهی را مشکل می کند،‌”علم و تکنولوژی” امروزه باعث پیچیده شدن و تخصصی شدن کارها شده است و در اینجا موضوع بهبود و تغییر سازمانی مطرح می شود. از این رو شاید بتوان جز پنجم سازمان را تغییر و تحول مداوم و سازگاری با شرایط دانست.

در مطلب قبل به این سوال پاسخ دادیم که چرا افراد گرد هم جمع می شوند و کارها را به طور سازمان یافته و گروهی انجام می دهند، پاسخ دادیم که افراد به دلیل اینکه می پندارند به تنهایی توان انجام برخی امور را ندارند، ترجیح می دهند با مساعدت هم کارها را انجام دهند. همچنین گفتیم که این دور هم جمع شدن برای درست کار کردن نیازمند اجزایی ضروری است، از جمله سازماندهی شدن،‌ هدف گذاری، مدیریت شایسته، گرایش ارزشی و آماده بودن برای هر گونه تغییر. چنین مطالبی شاید آسان به نظر آید ولی هریک از این اجزا، شالوده و زیربنای نظریات اساسی در رفتار سازمانی را تشکیل می دهند.
اما تمرکز صرف بر سازماندهی و ساختار و اجزای سازمان، کار حرفه ای صرف یک روانشناس صنعتی نیست!
برای یک روانشناس مهم این مطلب است که یک سازمان یک جز بسیار مهم و پیچیده دارد که سازمان را به شکلی که هست بوجود آورده و اداره می کند. موضوع مهم در اینجا، انسان” است.
همانطور که می دانید، در طول دوره های رشد تاریخی علم بویژه علم مدیریت و روانشناسی، نگاه کلی به انسان ها تغییر کرده است و بر اساس آن نظریات متفاوت و متنوعی در خصوص رفتار انسان ها و همچنین رفتار با انسان ها ارائه شده است. اما بطور ساده، اگر به این تغییرات نگاهی موشکافانه داشته باشیم، این دیدگاه ها از نگرش منفی نسبت به انسان تا نگرش مثبت تغییر کرده و رشد کرده است، بصورت زیر:

۱- دیدگاه منفی به انسان از ۱۹۱۱ تا ۱۹۲۲
(طرز نگاه: انسان هاکاهل تنبل و غیر قابل اعتماد هستند…)؛ نظریات کلاسیک ماکس وبر و نظریات مهندسی انسانی
۲- دیدگاه بی طرفانه به انسان ۱۹۲۶ تا ۱۹۵۰
(طرز نگاه: این محیط است که افراد را می سازد …) نظریات یادگیری و رفتارگرایی، نظریه یادگیری اجتناعی، نظریات اقتضایی
۳- دیدگاه مثبت و انسانگرایی ۱۹۵۱ تا کنون
(طرز نگاه: انسان ها بالقوه مستعد خودشکوفایی و رشد هستند) نظریه روابط انسانی مایو، نظریات بالندگی و تعالی، نظریات انسانگرایی در روانشناسی
در ادامه تاریخچه مختصری در از این نظریات و متولیان آن نگارش شده است:
نهضت مدیریت علمی،‌ حرکت سنجی و زمانسنجی، مطالعات زمان و حرکت (دیدگاه منفی به انسان)‌ – فردریک تیلور، ‌۱۹۱۱
دیوان سالاری، تاکید بر سلسله مراتب، قوانین، تقسیم کار، رویه های خشک سازماندهی و شايستگي و تخصص – ماکس وبر ۱۹۲۲
ارائه تئوری رهبری مشارکتی- ماری پاکر فالت، ۱۹۲۶
آغاز مطالعات التون مایو و بروز پدیده هاثورن، کشف تاثیر روابط اجتماعی بر عملکرد و روحیه کاری – التون مایو ۱۹۳۰
تئوری پذیرش قدرت، قدرت رهبر برخاسته از پذیرش زیردستان است. چستر برنارد ۱۹۳۸
برتری رهبری آزادمنشانه بر مستبدانه. لوین لیپیت وایت ۱۹۳۹
نظریه پویایی گروه ها. کورت لوین ۱۹۴۰
لزوم مشارکت کارکنان در سازمان لستر کاچ. جان فرنچ ۱۹۴۸
نظریه سیستم ها برتالنفی ۱۹۵۰
نظریه درمان در مانجو مدار یا مشتری مدار کارل راجرز ۱۹۵۱
نظریه سیستم های اجتماعی-فنی- اریک تریست و کن بام فورث ۱۹۵۱
نظریه نیازها و هرم نیاز ها طرح موضوع نیاز در سطح ابتدایی تا نیاز به خودشکوفایی. ابراهام مازلو ۱۹۵۴
… کریس آرجریس ۱۹۵۷
نظریه X Y و وجه انسانی سازمان. داگلاس مک گرگور ۱۹۶۰
سازمان های ماشینی در مقابل سازمان های ارگانیک برنر و استاکر ۱۹۶۱
برتری غالب رهبری آزادمنشانه رنسیس لیکرت ۱۹۶۱
سیستم های باز و روانشناسی اجتماعی سازمان ها کتزوکان ۱۹۶۶
نظریه تحول سازمان – ادیون و وسلی ۱۹۶۹

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *