درس سیزدهم: دیدگاه سیستمی به گروه

دیدگاه سیستمی به گروه

اگر به یک گروه به صورت سیستمی نگاه کنیم، شامل درونداد، فرایند و بروندادهایی به شرح ذیل است:

• دروندادها شامل: ویژگی های شخصی و شخصیتی مانند توانایی ها، علایق، نگرش ها و غیره/ ویژگی های موقعیتی / ساختار
• فرایند: شامل مراودات و تعاملات بین فردی، مشخص شدن وظایف و عملکرد بر اساس آن است.
• برونداد: اثر گروه بر افراد/ تحول و تغییر گروه/ عملکرد گروه

ویژگی های شخص (درونی):
از میان ویژگی های شخصی افرادی که به گروه وارد می شوند، متغیرهای ویژگی های شخصیت و نگرش ها، یش بین های ضعیفی برای عملکرد هستند. در صورتی این دو پیش بینی دقیقی از عملکرد نهایی فرد خواهند داشت که در ترکیب با متغیرهای موقعیتی و محیط عمل کنند و بررسی شوند. اما علایق و توانایی های حرفه ای و ویژه افراد پیش بین دقیق تری از عملکرد هستند. از این رو هر چه رفتارهای واقعی (توانایی های قابل مشاهده و سنجش پذیر) مورد نیاز مشاغل را مشخص تر کنیم پیش بینی های ما دقیق تر می شود.
ویژگی های موقعیتی (بیرونی):
ویژگی های شخصی از جمله خصیصه های درونی و ذاتی است که افراد با خود به گروه می آورند و به سختی قابل دستکاری است. اما ویژگی های موقعیت چیزهایی است که توسط شرایط و سازمان ایجاد شده است و قابل دستکاری یا بهبود است. مانند نوع تکلیف. تعداد افراد و حجم گروه. شرایط پاداش دهی به افراد. متغیرهای منطقه ای.
متغیرهای منطقه ای یا territorial variables شامل فضا و ابزارآلاتی است که افراد نسبت به آن حس مالکیت داشته باشند و یا در حدود و ثغور آنها قرار گرفته باشد مانند اتاق کار و وسایل درون آن مانند میز، صندلی و غیره. لذا اگر کسی بخواهد آنها را بگیرد و یا دستکاری بکند تعارض و درگیری بوجود می آید (منطقه گرایی). علاوه بر این در اطراف هر فرد فضایی وجود دارد به نام فضای شخصی که فرد آن را خصوصی تلقی می کند و دیگران نباید وارد آن شوند. افراد برای حفظ آرامش این فضا یا فاصله را نگه می دارند که در میان افراد مختلف (گروه دوستان و همسالان، مدیر و رئیس، بزرگترها) این فضا متغیر است.
علاوه بر این جای نشستن، ترتیب صندلی ها، کنار چه کسی نشستن، محل قرارگیری میز، همگی بر تعامل گروه و شناخت افراد از یکدیگر تاثیر دارد. بطور مثال افراد همکار در کنار هم می نشیند، رقبا رو به روی هم یا گوشه به گوشه، می نشینند، افرادی که فعالیت مستقل دارند در انتها و با فاصله می نشینند. همچنین میز یک حائل میان افراد است و عموما جوی رسمی ایجاد می کند و نشانگر فاصله و پایگاه فرد است.
تکلیف گروه:
نوه تکلیف یا وظیفه ای که بر عهده گروه است تعیین کننده ای فرایند گروهی، سبک رهبری و مدیریت گروه، سیستم پاداش دهی، و نوع روابط را مشخص می کند. تکلیف گروه یک متغیر تعدیل کننده یا واسط است و در خصوص آن لازم می باشد ۴ مورد بررسی گردد:
۱- relation برای انجام آن چه میزان نیاز به ارتباط میان افراد است.
۲- depedant چقدر افراد برای تکمیل آن نیازمند وابستگی متقابل دارند.
۳- way آیا تکلیف از یک راه مشخص انجام می شود یا برای انجام آن به طرق متعددی قابل انجام است.
۴- clarity تکلیف چقدر ساختمند، مشخص و واضح است و چقدر عدم ابهام دارد.

حجم گروه:
حجم گروه با توجه به نوع تکلیف می تواند بر عواملی موثر باشد از جمله نحوه تعاملات بین افراد، خشنودی و عمکلرد و باروری.
نتایج تحقیقات بیلز نشان می دهد که گروه های کوچک بیشتر در تنش ها به دنبال توافق هستند و جویای نظراتند در حالی که گروه های بزرگتر بیشتر به ارائه دادن پیشنهادات و اطلاعات مبادرت می ورزند. توافق در گروه های کوچک اهمیت بیشتری دارد. در گروه های بزرگ مجال سخن گفتن افراد کاهش می یابد (به دلیل تعداد نفرات زیاد) ولی افراد بی پرده تر و با جرات بیشتری اظهار نظر می کنند. گروه هایی با تعداد افراد فرد (۳ نفر ۷ نفر ) توافق بهتری نسبت به گروه های زوج بدست می آورند در گروه های زوج تنش بیشتر است. نتایج تحقیقات اسلاتر نشان داده است که گروه های کوچک آزادی فیزیکی توام با قیود روانی بیشتر دارند اما گروه های بزرگ مقیدند لیکن از لحاظ روانی تنش کمتری دارند و اینکه گروه های بزرگ ناخشنودترند.
باروری و حجم گروه :
رابطه میان باروری و حجم گروه مربوط به نوع تکلیف است و رابطه میان این دو حول صفر می باشد. در حقیقت برخی تکالیف نرخ واحد است اگر افراد را زیاد کنیم تولید هم بیشتر می شود ولی برخی نیاز به تعداد زیاد ندارد و مشکل ساز شود.
پاداش دهی :
در خصوص پاداش دهی به اعضای گروه باید سازمان ها در نظر داشته باشند که ساختار پاداش دهی را متناسب با وابستگی متقابل تکالیف انطباق دهند (تحقیقات میلر و هامبلین)
وابستگی متقابل از نظر کاری که انجام می دهند
(بین دو یا چند نفر)
اختلاف پاداش
(بین دو یا چند نفر) بالا پایین
بالا (۱) (۳)
پایین (۲) (۴)
باروری و عملکرد در موقعیت های ۲ و ۳ بیشتر از ۱ و ۴ است.

ساختار گروه:
ساختار گروه یعنی
۱- کی با کی حرف بزند (ارتباط> درس بعد)
۲- کی به کی علاقمند است (کشش و جاذبه و پذیرش)
۳- کی بر کی نفوذ دارد (قدرت / همرنگی)
۴- بایدها و نبایدها، انتظارات درباره رفتار مناسب (هنجارها)
۵- جایگاه افراد (نقش ها و پایگاه ها)
همرنگی در گروه:
همرنگی به معنای این است که فرد رفتاری را در گروه انجام دهد که در تنهایی انجام نمی دهد چرا که تحت تاثیر بودن در گروه و یا تحت فشار اعضا و سایرین انجام می دهد.
همرنگی هم خوب است هم بد. می تواند عملکرد گروه را افزایش دهد و تعهد را بالا ببرد از طرفی دیگر ممکن است منجر به خطا و اشتباه شود (مثال: آزمون خطوط نابرابر سولومن اش). همرنگی زمانی مطلوب است که با قواعد اجتماعی و هنجارها (یا اخلاق) متناسب و مطلوب باشد.
در مورد نفوذ چهار مورد موثر است:
الف: ویژگی تکلیف/ ب: ویژگی گروه/ ج: ویژگی های فرد/ ترکیبی ازهر سه
الف: در خصوص ویژگی های تکلیف
• هر چه شرایط مبهم تر باشد و راهنمایی یا نشانه ای وجود نداشته باشد (هر دو با هم رخ دهد) همرنگی بیشتر رخ می دهد.
• هر چه فرد نسبت به موضعی زودتر متعهد شود تغییر موضع بهدی وی دشوار تر است.
• اگر فرد جبور باشد موضع خود را علنی بیان کند بیشتر همرنگی می کند تا اینکه محرمانه انجام دهد.
• هر چه وابستگی متقابل میان افراد بیشتر باشد همرنگی بیشتر می شود.

ب: ویژگی های گروه
• یکپارچگی و همبستگی اعضا هر چه بیشتر باشد تمایل به همرنگی بیشتر است اما مخالفت یک نفر تنها به طور معناداری همرنگی را کاهش می دهد.
• هر چه تعداد افراد کمتر باشد فشار گروه بیشتر است و همرنگی بیشتر می شود.
• اگر اعضا بر روی پاسخ ها نظارت داشته باشند همرنگی بیشتر است تا زمانی که به تنهایی فرد پاسخ دهد.
• میان متابعت ظاهری و پذیرش درونی هم در همرنگی تفاوت است. هر دو همرنگی است اما در اولی تغییر نگرش بنیادی رخ نمی دهد در حالی که در پذیرش درونی نگرش واقعی فرد هم تغیر می کند.

ج: ویژگی های شخصی
• افراد باهوش، با عزت نفس بالا و بردبار کمتر همرنگی می کنند.
• استبدادگرایی و یا انعطاف ناپذیری (خشک بودن) با همرانگی رابطه مثبت دارد.

د: ترکیب ویژگیها
• دلبستگی اعضا به یکدیگر نفوذ بیشتر بر افراد وارد می کند.
• در گروه پیشینه فرد از لحاظ همرنگی و همراهی با سایرین مورد توجه است اگر فرد در گذشته فردی همرنگ بوده و هنجارها را رعایت کرده است اکنون می توانند برای ایجاد تغییر یا سوق دادن گروه در راستای جهتی تازه از این هنجارها به راحتی سر پیچی کنند. چون پذیرفته اند که وی فردی خیرخواه گروه بوده و فرد مورد پذیرش است و ترس از مطرود شدن ندارد (قبلا ثابت کرده که فردی وفادار است)

اما چه چیزی در گروه و میان افراد ایجاد کشش و جاذبه می کند؟
۱- نزدیکی فاصله فیزیکی/ک به دلیل فراوانی تعامل و یا انتظار تعامل در آینده
۲- سابقه موفقیت و پیروزی گروه: گروه هایی که در موضوعاتی موفق بوده اند به یکدیگر علاقمند هستند.
۳- هدف مشترک باعث پیوند مشترک می شود.
۴- علایق و ویژگی های مشابه مانند تحصیلات یکسان، اعتقادات مشابه و غیره

کشش و جاذبه چه کارکردی برای گروه دارد؟
ایجاد ارتباط می کند، تعاملات را سرعت می بخشد / هر چه علاقه و کشش بیشتر باشد نفوذ و تاثیر گذاری بر یکدیگر بیشتر است/ هر چه کشش و علاقه بین اعضا بیشتر باشد خشنودی شغلی بالاتر است/ کشش و جاذبه می تواند عملکرد را نیز افزایش دهد. نکته مهم این است که کشش و جاذبه زمانی می تواند باروری را افزایش دهد که افراد انگیزش بالا برای کار کردن داشته باشند اگر افراد انگیزش کافی برای کار ندارند کشش و گرایش بین فردی مخل عملکرد و باروری می شود.

گروه اندیشی چیست؟
اما چه میزان کشش و جاذبه میان افراد در گروه های کاری لازم و کافی است؟ جنیس در مورد گروه های بسیار منسجم در مورد تصمیمات سیاست های خارجی که توسط دولت های کندی و جانسون گرفته شده بود تحقیقاتی انجام داده است و فرایند تصمیم گیری آنان را گروه اندیشی نامیده است:
۱- در تصمیمات آنان خطایی از آسیب نا پذیری وجود داشت! یعنی اعضا احساس می کردند شکست ناپذیرند.
۲- تمایل برای رنگ اخلاقی دادن به تصمیمات شان داشتند (آمریکا رهبر جهان آزاد و پرچم دار مبارزه با تروریست است)
۳- بیش از حد احساس یکپارچگی داشتند. هریک احساس می کرد همگی توافق دارند و از رئیس جمهور حمایت می کردند.
۴- فشار اعضا در جهت همرنگی بود- همه می بایست یکجور فکر و رفتار می کردند و منتقدان حذف می شدند.
۵-انتقادات و استدلال های منطقی و درست نادیده گرفته می شد-به دلیل همبستگی گروه به هم و فشار همرنگی
بنابراین نتیجه این انسجام بیش از حد گروهی نا کارآمد شدن فرایند تصمیم گیری و جلوگیری از بیان انتقادات و جزئیات مهم بود.
جنیس چنین راهکارهایی را برای برون رفت از چنین وضعیتی مطرح نمود:
رهبر باید تلاش کند که بی طرف باشد.
رهبر انتقاد و اندیشه های تازه را ترغیب و تشویق کند.
از مشاورین بیرونی استفاده و نظرات آنها مورد بحث قرار گیرد.
افراد ترغیب گردند نظرات مخالف خود را بیان کنند تا همه دیدگاه ها ررسی شود حتی نظر مخالف

  • در نهایت یک گروه کارآمد باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟
    اعضای سخت کوشی داشته باشد
    افراد مناسب و شایسته با توجه به توانمندی هایشان در وظایف و نقش ها گمارده شوند.
    راهبردها و فرایندهای مربوط به کار مناسب شایسته و مقتضی باشد.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *