کوتاه درباره رفتارهای ضدتولید

انواع رفتارهای ضدتولید

انواع رفتارهای ضدتولید عبارتند از : پرخاشگری فیزیکی و کلامی(توهین)، خرابکاری، سرقت، مصرف مواد، تأخیر، ترک کار، انجام وظایف به طور نادرست و اجتناب از کار.
بعضی از این رفتارها مثل پرخاشگری و خصومت به وسیله مردم هدایت می شود، در حالی که رفتارهای دیگری مثل انجام وظایف به طور نادرست یا خرابکاری در سازمان ها هدایت می شود. هم چنین سرقت می تواند از فرد یا سازمان صورت گیرد. نویسندگان مختلف رفتار ضدتولید را از جنبه های نظری متفاوت مورد بررسی قرار داده اند.

اسپکتور و همکارانش پرخاشگری سازمانی را این چنین تعریف کردند. رفتارهایی که منجر به آسیب به سازمان می شود. اخیراً بیشتر، اصطلاحات پرخاشگری، ضداجتماعی، ضدتولید، غفلت، انحراف، تلافی و انتقام همه در ارجاع ما از رفتار ضدتولید به کار برده می شود. تفاوت ها در واژگان فنی، اساس علمی کار نویسندگان مختلف است. نیمن و بارون(۱۹۹۸) و اسکپتور(۱۹۷۸) مانند گریفین وگلو(۱۹۹۶) اساس کارشان بر ادبیات روانی ـ اجتماعی قرار دارند. هلینگر(۱۹۸۶) و رابینسون وبنت(۱۹۹۵) به انحراف ارجاع دارند که شامل تخلف از هنجارها و قوانین سازمان می شود. هم چنین هوگان(۱۹۸۹) یک رویکرد جرم شناسی را ارائه کردند که رفتار ضدتولید نامیده می شود وشکلی از انتقام است. بیس و همکارانش(۱۹۹۷) رویکردی را ارائه دادند که شامل هیجان می شود. هدف آن ها وقایع سازمانی معین است که منجر به هیجان منفی(مثل خشم) و شناختی که به موجب آن شرایط، منجر به رفتارهای انتقام جویانه خواهد شد، که از مصداق های رفتار ضدتولید است. رفتار شهروندی سازمانی در طبقه های مختلفی به کار می رود. اسکپتور و همکارانش عامل گزارش های شرکت کنندگان را از فراوانی رفتار تجزیه کردند و پرخاشگری، خصومت، خرابکاری، سرقت و مصرف مواد را طبقه بندی کردند. رابینسون و بنت(۱۹۹۵) یک مقیاس چندبعدی از رفتار شهروندی سازمانی ارائه کردند. نیمن و بارون(۱۹۹۸) یک طرح طبقه بندی سه تایی از خصومت، ایجاد مانع و پرخاشگری آشکار را به کار بردند. فاکس، اسکپتور و میلز(۲۰۰۱) یک لیست از ۶۴ نوع رفتار شهروندی سازمانی ارائه دادند که از چندین مطالعه قبلی استنباط شده بود. این لیست را فاکس و اسکپتور(۱۹۹۹) با استفاده از آیتم هایی از هلینگر(۱۹۸۶)، نورز، نیمن، رابینسون و بنت(۱۹۹۵) و اسکارلینکی و فلگر(۱۹۹۷) جمع آوری کردند. که شامل گزارش های شرکت کنندگان ار فراوانی رفتار عامل تجزیه بود که پنج بعد نتیجه شد : آزار دیگران(مثل توهین و نظریات زشت)، تهدیدها(تهدید کردن به آسیب)، اجتناب از کار(مثل تأخیر)، خرابکاری(انجام کار به طور نادرست)، فعالیت های آشکار(سرقت)، دو بعد اول بوسیله افراد انجام می گیرد. و دو بعد بعدی در سازمان ها به وقوع می پیوندند و بعد آخر، هم شامل سازمان ها و هم شامل افراد است(همان منبع).

درصد رفتارهای ضدتولید

۱۲% شروع یا پیگیری یک شایعه مضر در کار
۹/۷% برداشتن پول از کارفرما بدون اجازه
۵/۶% پنهان کردن بعضی چیزها تا سرپرست نتواند آن ها را پیدا کند
۸/۳% برخورد با یک همکار
۸/۱۵% حرکات زشت یک کارمند
۱/۳% تهدید یک همکار
۶/۲۳% توهین کردن یک فرد به عملکرد دیگران
۵۰% نادیده گرفتن یک همکار
۳/۲۳% شروع بحث به وسیله یک همکار
۲/۳۱% توهین یا شوخی با یک همکار
۳/۱۰% از روی قصد انجام یک کار
۲/۶% از روی قصد آسیب زدن به قسمتی از مال
۲/۳۴% زشت یا خشن بودن صاحب کار یا مشتری
۴/۲۸% به طور عمدی کارکردن به صورت کند
۸/۳۰% به طور عمدی اتلاف مواد و تجهیزات
۱/۵۲% دیر آمدن سرکار بدون اجازه
۵۰% ماندن در خانه و نرفتن سرکار به دلیل بیماری در حالیکه بیمار نیست
۶۴% مشغول کردن خود بدون انجام دادن کاری

علل رفتارهای ضدتولید
– موقعیت شخص.
– شخصیت بزهکار شامل : بیگانگی، مخالفت با قوانین، ضعف کنترل تکانه و بی حسی اجتماعی.
– کمک موقعیت به رفتارها مثل : موقعیت فرخوان که عبارتند از : موقعیت هایی که استرس آور است، موقعیت هایی که باعث احساسات منفی مثل خشم می شود، موقعیت هایی که باعث کنترل کم تر کارمندان می شود.
– وجود فرهنگ ترغیب رفتار ضدتولید مثل : وجود بی عدالتی که باعث رفتار ضدتولید می شود.
– وجود توهین یا تهدید در محل کار : که شکلی از پرخاشگری روانی هدفدار فردی است و اغلب شامل گروهی از تهدید کننده ها می شود. علل آن عبارتند از : اختلال اضطراب در قربانی، افسردگی، نشانه های فیزیکی، اختلال استرس پس از سانحه و خودکشی. مثال هایی از رفتار توهین آمیز عبارتند از : نادیده گرفتن شخص، نظریات منفی در مورد شخص، گسترش شایعات اشتباه، اجازه ندادن به شخص برای صحبت کردن، تهدیدات فیزیکی، آزارجنسی و مزاحمت تلفنی.
-گوشه گیری که عبارتند از : غیبت و انواع آن شامل : وجود بیماری و عدم وجود بیماری ـ فقط بیماری که مربوط به رضایت شغلی می باشد. فرهنگ غیبت و مسئولیت نگهداری از بچه، تأخیر که عدم رسیدن به موقع سرکار است و بسیاری از عوامل آن شبیه غیبت است. مثل اهمیت فرهنگ (آمریکایی ها چابک تر از برزیلی ها هستند) و ترک کار که دلیل اصلی آن نارضایتی شغلی است(شهریوری و امیری،۱۳۸۵).

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *