,

رهبری مشارکتی و سازمان سالم

یکی از مهمترین عواملی که می تواند نقش رهبری یک مدیر را در تقویت سلامت سازمانی برجسته نماید ، استفاده مدیر از سبک رهبری مشارکتی جهت نفوذ و تأثیر گذاری در مرئوسین می باشد . رهبری یکی از عمده ترین مفاهیمی است که هم تلاش های نظری و بنیادی را به خود معطوف ساخته و هم در تمامی سطوح مدیریت و منابع انسانی سازمان ها اهمیت زیادی پیدا کرده است . سلامت سازمانی اشاره به شرایطی دارد که رشد، توسعه و بالندگی یک سازمان را تسهیل می کند و نیل به اهداف را مقدور می سازد (آرمسترانگ، ۱۳۸۰). در سازمانهای سالم کارمندان متعهد و وظیفه شناس هستند، روحیه و عملکرد بالایی دارند، کانال های ارتباطی باز و سودمند می باشند و افراد دوست دارند به محل کارشان بیایند و از اینکه در این محل کار کنند، احساس افتخار و غرور می کنند. سازمان سالم با نیروهای مخل درونی و بیرونی بطور مدبرانه و موفقیت آمیز روبرو شده و موجبات انگیزش و علاقه مندی به کار را در اعضای خود بوجود می آورد و از این طریق اثر بخشی خود را بالا می برد.. چنانچه سازمانی بخواهد از رشد و بالندگی بهره مند گردد، باید از مدیرانی برخوردار باشد که بتوانند جو سازمانی سالمی را حاکم کنند. رهبران و مدیران سازمان در راستای سالم سازی جو سازمانی می توانند از انواع سبک رهبری بالاخص سبک رهبری مشارکتی بهره گیرند. با توجه به اینکه سبک رهبری مشارکتی از کارکردهای نسبتاً جدید مدیریت است، دارای معانی متعددی می باشد و به عبارتی هر اندیشمندی از زوایه ای که به آن چشم داشته، تعریفی از مشارکت را ارائه داده است (پیرعلی، ۱۳۸۵).

رهبری مشارکتی به سازمان این امکان را می دهد که به شیوه خلاق و نوآور عمل کند و برای شکل دادن به آینده خود به صورت انفعالی عمل نکند. این شیوه رهبری باعث می شود که سازمان دارای ابتکار عمل باشد و فعالیت های به گونه ای در آید که اعمال نفوذ نماید و بدین گونه سرنوشت خود را رقم بزند و آینده را تحت کنترل در آورد. از نظر تاریخی، منفعت اصلی رهبری مشارکتی این بوده است که به سازمان کمک می کند از مجرای استفاده نمودن از روش منظم تر، معقول تر و منطقی تر راه ها یا گزینه های استراتژیک را انتخاب نماید.

مدیران و مسئولان و کارکنان سازمان ها از طریق درگیر شدن در فرآیند خود را متعهد به حمایت از سازمان می نمایند، تفاهم و تعهد بین افراد درون سازمان بیشتر می شود، و فرصتی پیش می آید تا به کارکنان تفویض اختیار شود و بدین گونه اثربخشی آنها افزایش یابد. اما این عوامل و تحقق آنها در سایه سلامت سازمانی امکان پذیر است. تغییر ماهیت فعالیت های سازمانها به مشارکت موجب اهمیت یافتن روز افزون کاربرد رهبری مشارکتی در سازمانها شده است. از جمله دلایلی که سازمانها از رهبری بهره می گیرند می توان به تشخیص کمبودها) خلاء ها ( در دانش سازمانی، بهره وری بیشتر از سرمایه های انسانی، یادگیری کار آمدتر و موثرتر کارکنان، پیشگیری از تکرار اشتباهات، کاهش دوباره کاری، صرفه جویی در وقت، برانگیختن روحیه خلاقیت و نوآوری، تقویت موقعیت رقابتی سازمان ها، اشاره کرد. از این رو، رهبری مشارکتی فرآیندی است که طی آن سازمان ها ، به مشارکت دادن سرمایه های فکری خود می پردازند(عقیلی و همکاران، ۱۳۹۳).


آرمسترانگ ، م . ۱۳۸۰ . راهبردهای مدیریت منابع انسانی . ترجمه خدایارابیلی وحسن موفقی . تهران : انتشارات فرا.

پور پیرعلی ، ز . ۱۳۸۵ . بررسی رابطه بین بکارگیری سبک رهبری مشارکتی در تصمیم گیری مدیریتی و تأثیر آن بر روحیه اعضای هیأت علمی دانشگاه اصفهان . پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه اصفهان .

عقیلی, رضا؛ سمیه احمدزاده و مسعود فاضلی. ۱۳۹۳٫ بررسی رابطه بین سبک رهبری مشارکتی و مولفه های سلامت سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد. کنفرانس بین المللی حسابداری و مدیریت، تهران، موسسه همایشگران مهر اشراق، مرکز همایشهای دانشگاه تهران، http://www.civilica.com/Paper-MOCONF01-MOCONF01_0323.html

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید