, ,

سلامت روانشناختی محیط کار

سلامت روانشناختی محیط کار

در سالهای آغازین قرن بیستم اصول مدیریت علمی چگونگی انجام کار را تعیین می نمود. این اصول آگاهانه تلاش داشتند که مقوله تفکر و انجام کار در حیطه انجام وظایف کارگران را از هم مجزا نماید. از دهه ۱۹۳۰ موضوع بهداشت روانی با تأکید بر موضوعات عاطفی با کار مورد توجه قرار گرفت. علم روانشناسی مشاوره چنین تشخیص داد که بسیاری از مشکلات مربوط به تطابق با زندگی تا حدودی با زندگی شغلی انسانها مربوط است. در اواسط قرن بیستم رشته بهداشت حرفه ای با تأکید بر بهبود بهداشت و سلامتی کارکنان در رابطه با شرایط محیط کار پا به عرصه وجود گذاشت. تقریبا یکصد سال طول کشید تا این نتیجه حاصل گردد که بهره وری نیروی کار، به سلامت نیروی کار بستگی دارد. به دلیل آنکه کار دارای جایگاه ویزه ای در زندگی بسیاری از انسانها می باشد، بنابراین انسانها حق داشتن محیط سالم و ایمن را دارا می باشند(مهداد، ۱۳۸۹).

تأثیرات محیطی بر سلامت روانشناختی

وار (۱۹۸۷) پیشنهاد نمود که برای شناخت سلامتی در کار اول باید تعیین کننده های محیطی سلامت روانی شناخته شوند. وار نه تعیین کننده که دارای بیشترین مبنای روانشناختی هستند را چنین برشمرد:

  1. فرصت کنترل: اولین تعیین کننده سلامت روانشناختی، محیطی است که در آن افراد رخدادها و فعالیت های اصلی زندگیشان را تحت کنترل دارند. کنترل شخصی بر زندگی با سلامت روانی بالا رابطه دارد و او اظهار می دارد که کنترل دارای دو بعد است. اولین بعد اینست که به چه میزان افراد فرصت انتخاب رفتار خودشان را دارند، همانگونه که می خواهند رفتار می کنند. دومین بعد به فهم رابطه میان رفتار شما و پیامدها و نتایجی که به دنبال آن م یآید مربوط می گردد. ناتوانی در کنترل پیامد رفتار فرد در اولین مکان، هدف انجام آن رفتار را نفض می کند.
  2. فرصت استفاده از مهارتها: دومین عامل، ظرفیت محیط در تسهیل یا بازداشتن استفاده از مهارتهاست. ناتوانی یک فرد در کاربرد مهارت هایش به دو دلیل مربوط می گردد: دلیل اول به فقدان فرصت در استفاده از توانایی های قبلی یک فرد، در حالیکه دلیل دوم، به فقدان فرصت برای به کارگیری مهارت های جدید اشاره دارد. وضعیت اخیر افراد را مجبور می کند که به مهارت کاهش یافته متکی گردند که پیامدهای منفی برای فرد به دنبال دارد.
  3. اهداف بیرونی ایجاد شده: محیطی که بتواند فرصت ایجاد چالش ها و اهداف را برای افراد فراهم کند، سومین بعد است. فرصت برای تعیین اهداف و مسیر رفتار در پی گیری این اهداف سلامت روانی را افزایش می دهد. محیطی که هیچ گونه چالشی را فراهم نمی کند، برانگیزاننده نیست.
  4. گوناگونی محیط: این بعد به مزایای مرتبط با محیطی اشاره دارد که حق انتخاب برای افراد فراهم می سازد. محیطی که فاقد گوناگونی است منجر به کاهش تدریجی مهارت های لازم برای عمل در آن محیط می گردد. فعالیت های تکراری زیاد سبب ایجاد یکنواختی و سلامت روانی بسیار پایین می گردد.
  5. وضوح محیطی: پنجمین بعد مرتبط با سلامت روانی، میزان و درجه وضوح شرایط و الزامات محیط برای افراد است. وضوح به دو طریق فراهم می گردد. اول، وجود قوانین و استانداردهای غیر مبهم برای رفتارهای غیر قابل قبول. دوم، دریافت بازخورد صحیح توسط افراد در رابطه با مناسب بودن رفتارهای بروز داده شده است.
  6. دسترسی به پول: وجود پول سلامت روانشناختی را تأمین نمی کند، اما نبود پول احتمال اختلال روانی، جسمی و عاطفی را افزایش می دهد. کمبودپول به وسیله کاهش میزان کنترل و میزان حق انتخاب های فرد رد هنگام اتخاذ تصمیم های زندگی، سلامت روانی را مختل می سازد.
  7. امنیت جسمانی: سخت است که دارای سلامت روانی باشید، اما امنیت جسمانی شما در مخاطره باشد. محیط باید یک احساس مستمر از تأمین نیازهای اساسی زندگی (رهایی از آسیب ها، خواب و خوراک) را فراهم سازد. نبود این امنیت اساس سلامت روانی را تهدید می کند.
  8. فرصت تماس با دیگران: فرد دارای سلامت روانی فردی است که روابط مثبت با دیگران را برای ارضای نیازهای عاطفی و اجتماعی تجربه می کند. محیطی که از چنین تماس های بین فردی جلوگیری می کند، در اصل فرد را در انزوای اجتماعی قرار داده و بیشترین آسیب را به سلامت روانی او وارد می نماید.
  9. مقام و جایگاه اجتماعی ارزشمند: نهمین عامل تعیین کننده سلامت روانی دارا بودن مقام و جایگاهی با احترام بالا در جامعه است. انسان ها حرمت ذات خود را از ارزش مشارکتی که در جامعه خویش دارند، کسب می کنند. دارا بودن یک شغل حس تحقق اهداف اجتماعی را در زندگی فرد ایفا می کند.

توسعه سلامت روان شناختی محیط کار از طریق رقابت کارمندان، احساس خوبی از کار ایجاد می کند و سلامتی نیروی کار عملکرد را مدام افزایش می دهد (هاکت و بیسیو[۱]، ۱۹۹۶). سازمان هایی که سلامت بالایی دارند، سازمان هایی هستند که در آنها رشد، توسعه و بالندگی آسان و نیل به اهداف تسریع می شود. در سازمان های سالم کارمندان متعهد و وظیفه شناس هستند و در نتیجه روحیه و عملکرد بالایی دارند. در چنین سازمان هایی با شبکه های ارتباطی باز، افراد از آمدن به محیط کار خود احساس لذت و از کار کردن در سازمان احساس افتخار و غرور می کنند. اگر به سازمان سالم به عنوان یک نظام نگاه شود، در چنین حالتی سلامت سازمانی را نه در بهداشت و سلامت جسمانی و روانی کارکنان به صورت فردی و گروهی، بلکه در وجود بقای خود سازمان باید جست وجو کرد (علاقه بند، ۱۳۷۸). سازمانی که از محیط کار سالمی برخوردار است، انرژی خود را برای تحقق اهداف سوق می دهد و سبب اعتماد بیشتر و روحیه بالای افراد و در نتیجه باعث افزایش کارایی و تعهد کارکنان می شود (لندی و کنته[۲]، ۲۰۱۰).

 

مهداد ع .۱۳۸۹٫ روانشناسی صنعتی و سازمانی. تألیف وترجمه علی مهداد. تهران : انتشارات جنگل.

Landy, F.J, & Conte, J.M.2010. Work in 21st century (Third Edition). John Wiley & Sons, INC.

 

[۱] Hackett & Bycio

[۲] Landy & Conte

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *