شرحال روانپزشکی (هذیان): تاجر مشوش

تاجر مشوش

تاجری مشوش و ۴۲ ساله، در بخش روان پزشکی بستری می گردد؛ در دو و نیم ماه گذشته او متوجه شده که به گونه ای فزاینده، به دیگران اعتماد نمی کند و به شرکای تجاری خود مظنون است. او محتوای کلام دیگران را به نحو دیگری تعبیر می کند، صحبت های آنها را می پیچاند و اظهار نظر های خصمانه و افترا آمیزی نسبت به آنها را روا می دارد؛ در حقیقت او چندین معامله تجاری را از دست داد که در عمل قطعی شده بودند. در نهایت، شبی بیمار صداهایی می شنود و مطمئن می شود که مزاحمین قصد دارند به زور وارد خانه او شوند و او را بکشند؛ به همین دلیل به حیاط پشت منزل خود با اسلحه شلیک می کند. بیمار یک تا یک و نیم سال قبل، مبتلا به نارکولپسی تشخیص داده می شود، زیرا وی روزها دچار حملات خواب می گشت، به گونه ای که  نمی توانست در مقابل خواب مقاومت کند و هنگامی که دچار تحریک هیجانی می گشت، تون عضلانی وی به ناگاه از دست می رفت.

پس از آن بیمار با نوعی عامل محرک مشابه آمفتامین، به نام متیل فنیدات، تحت درمان قرار گرفت. نشانه های او از بین رفتند و او می توانست به راحتی به عنوان مدیر فروش یک شرکت کوچک کار خود را انجام دهد و وظایف اجتماعی خود را در خانواده و جمع کوچک دوستان خود انجام دهد. بیمار چهار ماه قبل از بستری شدن، از مقادیر زیادی متیل فنیدات استفاده کرد تا بتواند هوشیاری خود را تا ساعات پایانی شب حفظ کند، زیرا بار کاری او زیاد شده بود و نمی توانست کار خود را در طول روز به پایان برساند. او اظهار می داشت که در طول این مدت او اغلب احساس می کرد که قلبش تند می زند و نمی توانست آرام بنشیند.

بحث در مورد تاجر مشوش

نشانه های اولیه این بیمار عبارتند از : تپش قلب، تحریک سایکوموتور، هوشیاری بیش از حد، عقاید پارانوئید درباره ی همکاران و هذیان انتساب (بیمار بر اساس باور خود مبنی بر شنیدن سروصدای مزاحمانی که می خواهند او را بکشند، دست به اقداماتی زد). وجود نشانه های سایکوتیک در خلال این دوره های مسمومیت با دارو و فقدان هرگونه شاهدی مبنی بر وجود سابقه ای از اختلال سایکوتیک قبلی، نمایانگر اختلال سایکوتیک حاصل از متیل فنیدات می باشد. از آنجا که در تابلوی بالینی بیمار، هذیان، توهم را تحت الشعاع قرار داده و از آن واضح تر است، اختلال بیمار از نوع همراه با هذیان به شمار می آید. اگر بیمار هیچ گونه نشانه سایکوتیک نداشت و با شکایت از نشانه های دیگر خود مثل افزایش هوشیاری و تحریک سایکوموتور مراجعه می نمود، تشخیص او مسمومیت با متیل فنیدات محسوب می گردید. اگر چه نارکولپسی معمولا نوعی اختلال نورولوژیک به شمار می آید، ولی در   DSM-IV نوعی اختلال خواب محسوب شده و در محور I در نظر گرفته می شود.

 

منبع:

پرونده واقعی بیماران روانپزشکی، تالیف؛ اسپیتزر، رابرت ال و دیگران؛ ترجمه،صفرزاده، ستوده، امینی و آشتیانی؛ چاپ دوم. ۱۳۹۳

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *