شرحال روانپزشکی (پارافیلیا): دوربین دو چشمی

دوربین دو چشمی

مرد ۲۵ ساله ای که مدیر تجاری است، در خواست مشاوره روان پزشکی کرده است؛ علت این درخواست، نیاز مکرر وی به دید زدن مخفیانه ی خانم های لخت یا خانم های در حال مقاربت جنسی است.

 بیمار مذکور در گذشته از انجام این کار بیم داشت و اداره پرسنلی محل کار وی متوجه این کار او شده بود. به او توصیه کرده بودن که حتما این مشکل خود را درمان کند و اگر بار دیگر این کار را تکرار کند، از کار اخراج خواهد شد.

او در جستجوی راه حلی برنیامد و به نظر بازی های خود ادامه داد. اخیرا وی مجددا لو رفته است و به همین علت درصدد مشاوره برآمده است.

 بیمار، مردی با ظاهر آراسته است که با وقار صحبت می کند و در جذب شریک جنسی برای خود مشکلی نداشته است. او به کرات با دیگران قرار گذاشته و یک یا دوبار در هفته با یکی از شرکای جنسی خود نزدیکی جنسی داشته است. علاوه بر آن، در برخی از موقعیت های خاص نیز به صورت منحصر به فرد دچار تحریک جنسی می شود.

وی دوربین دوچشمی قوی دارد که با استفاده از آن می تواند مخفیانه آپارتمان های مجاور را تحت نظر بگیرد. برخی اوقات این کار وی با شکار موفقیت آمیزی همراه است ولی در اغلب مواقع نیز چیزی شکار نمی کند. در چنین مواقعی آپارتمان خود را ترک کرده، به پشت بام می رود و آنقدر با دوربین خود جستجو می کند تا زنی لخت و یا زنی را در حین فعالیت جنسی بیابد.

 او هیچ تمایلی برای ورود به آپارتمان و دزدکی نگاه کردن از داخل آپارتمان ندارد و هرگونه تمایلی برای تجاوز را انکار می کند. اگر صحنه ای را بیابد که در آن زن لختی حضور داشته باشد و یا زنی حین مقاربت باشد، در حین نگاه کردن و یا بعد از آن خود ارضایی می کند تا به ارگاسم برسد و سپس به خانه خود باز می گردد. با اینکه چشم چرانی های او وضعیت خطرناکی را برایش پیش آورده اند ولی او لذت بی مانندی از این کار می برد.

چند بار نیز نزدیک بود که توسط ساکنان ساختمان یا پلیس به اتهام مظنون به سرقت یا قتل دستگیر شود؛ یک بار مردی خشمناک که در حال جوشکاری یک قطعه آهن بود، او را از محله ی فواحش بیرون انداخت؛ یک بار دیگر هم مشغول چشم چرانی از پنجره اتاق خوابی در منطقه ای روستایی بود، تحت تعقیب قرار گرفت و به سمت او شلیک کردند.

بیمار در خانواده ای بزرگ شده که سه خواهر بزرگتر از خود داشته است. پدر او فردی مذهبی و متعصب بود و اغلب پسر خود را تنبیه می کرد و نسبت به او سختگیری می نمود. مادر بیمار، زنی خون گرم و با احساس بوده که با مردها رفتاری اغواگرایانه و فریبنده داشته است اما چنین ارتباطی با پسر خود نداشته است. بیمار احساس می کند که فرزند محبوب مادرش بوده و نمی داند که آیا تا به حال عاشق زنی با خصوصیات او بوده است یا خیر؛ او هرگز عاشق نبوده و یا تمایلی عمیق یا طولانی مدت نسبت به هیچ زنی نداشته است.

خانواده بیمار از لحاظ جنسی متعصب بودند؛ به عنوان مثال، اعضای خانواده در حضور یکدیگر لباس خود را عوض نمی کرده اند و یا والدین از انجام هر کاری که محتوای شهوانی داشته باشد، در حضور دیگران اجتناب می ورزیدند.

با این حال، بیمار به یاد می آورد که در سنین ۷ تا ۱۰ سالگی بیش از حد مادر و خواهران خود را به صورت لخت و بدون لباس دیده است. بیمار در سن ۱۰ سالگی، همراه با بسیاری از پسران دیگر، در اردوهای تابستانی چشم چرانی های خود را شروع کرده است. او نمی تواند توضیح دهد که چرا این تحریک خاص به لذتی بی همتا برای او تبدیل شد، در صورتی که بقیه پسرها با شروع تجارب مربوط به نزدیکی های جنسی، علاقه ی خود به چشم چرانی و نگاه های دزدانه را از دست می دادند.

 از سن ۱۱ سالگی بیمار برای شکار صحنه های شهوانی از دوربین دوچشمی استفاده نمود، اما تا سن ۱۷ سالگی خانه را ترک نکرد. بیمار ارتباطی بین استرس های روانی خود و چشم چرانی ها یافته است؛ به عنوان مثال، در هنگام تغییرات عمده زندگی، مثل ترک منزل دوران کودکی و جدا شدن از والدین و یا خاتمه ترم های دانشکده، چشم چرانی های او بیشتر می شود. با این حال، نمی داند که آیا رابطه ای بین اضطراب حاصل از مقاربت جنسی و تمایل به چشم چرانی وجود دارد یا خیر. او احساس می کند که اغلب در هنگام نگاه های دزدانه خود دچار احساس گناه یا شرمساری درباره این عادت خود ندارد و آن را بی ضرر می داند. با این وجود، نگران است که اگر نتواند این رفتار جنسی خود را تغییر دهد، به زندان بیافتد؛ به همین علت نیز درصدد برآمده تا تحت درمان قرار گیرد.

بحث در مورد دوربین دو چشمی

شکی وجود ندارد که این بیمار به دفعات، برای رسیدن به هیجان جنسی، چشم چرانی می کند.

 هنگامی که شخصی تمایل شدیدی برای این کار دارد و به دفعات به آن مبادرت می ورزد و یا در اثر این کار دچار تشویش شده یا مشکلات فردی پیدا می کند، تشخیص نظر بازی برای وی قطعیت می یابد. بسیاری از افراد تمایلاتی برای چشم چرانی و نگاه های دزدانه دارند اما تشخیص نظر بازی در مورد آنها صدق نمی کند؛ زیرا در کسانی که گاه به گاه از طریق نگاه کردن به فرد لختی در همسایگی خود و یا نگاه کردن به   فیلم ها و صحنه های محرک جنسی (که در آن هنرپیشه وانمود می کند که متوجه نیست کسی او را نگاه می کند)، دچار تهییج جنسی می شوند، چنین تشخیصی به کار نمی رود. در مورد این بیمار، چنین تمایلاتی به صورت تکانه های راجعه و شدید بروز کرده و حتی با این که بیمار از عواقب ناگوار چنین رفتاری آگاه بوده، اما مقاومت در برابر آن برایش مقدور نبوده و به رفتار خود ادامه داده است.

مورد این بیمار، نمونه ای از انواع پارافیلیا است که فرد از روش دیگری به جز مقاربت جنسی با جنس مخالف، به لذت جنسی دست می یابد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید