شرح حال روانپزشکی (دمانس): حسابدار خبره

حسابدار خبره

موریس روزن هنگامی که برای بررسی نورولوژیک مراجعه کرد، ۶۹ سال داشت. او قبلا اظهار داشته بود که حافظه اش رو به نقصان دارد و برای حفظ تمرکز خود در هنگام کارش که حسابداری مالیاتی بود، مشکلاتی دارد. او از کندی و گم کردن رشته ی افکار خود شکایت داشت. برای او آموختن تغییرات اخیر قوانین مالیاتی مشکل شده بود و همسرش گفته بود که او منزوی تر از گذشته شده و فعالیت های جدید را با بی میلی شروع می کند. با این حال، او هنوز می توانست امور مالی شخصی خود را سر و سامان دهد و به همراه همسرش به دیدار دوستانش رود. اگر چه مشکلات اخیر تا حدودی او را افسرده کرده، اما وی هر گونه نشانه های افسردگی مثل اختلال خواب یا اشتها، احساس گناه و یا افکار مربوط به خودکشی را انکار می کند. آقای روزن سابقه طولانی مدت درمان دوره های افسردگی را بیان می دارد که در سنین ۲۰ سالگی او آغاز شده اند. او شماری از انواع داروهای ضد افسردگی را مصرف کرده و یک دوره نیز تحت درمان با الکتروشوک قرار گرفته است. شش ماه قبل از مراجعه فعلی، او نوعی داروی ضد افسردگی مصرف می کرده است. از دو سال قبل او گاهی دچار لرزش در حال استراحت در دست چپ شده و در زمان راه رفتن پاهای خود را روی زمین می کشد. با اینکه روان پزشک برای او تشخیص بیماری پارکینسون را مطرح کرده ولی نورولوژیست تشخیص او را تایید نکرده و هیچ درمان اضافی دیگری را برای او تجویز نکرده است.

نورولوژیست دیگری که اخیرا بیمار را معاینه می کرد، متوجه شد که گفتار او مکث دارد و ناواضح است (دیس آرتریک) معاینه اعصاب مغزی طبیعی بود. تون عضلانی در ناحیه گردن و تمامی اندام ها، کمی افزایش یافته بود. حرکات متناوب دست بیمار آهسته انجام می شد. بیمار لرزش متناوب خفیفی در بازوی چپ در هنگام استراحت داشت. رفلکس های عضلانی قرینه بودند.

تشخیص بیماری پارکینسون ایدیوپاتیک برای بیمار گذاشته شد و درمان وی با دوز کم کاربی دوپا، آغاز شد؛ کاربی دوپا دارویی است که از شدت نشانه های بیماری پارکینسون می کاهد. سه هفته بعد، معاینه عصب روان شناختی بیمار مشخص ساخت که کارایی بیمار بر اساس مقیاس هوش وکسلر در حد متوسط می باشد (حداکثر معیار = ۱۰۴) اما ضریب هوشی کلامی وی ۱۱۸ و ضریب هوش عملکردی وی ۸۴ می باشد. ارزیابی حافظه با استفاده از یک تکلیف یادآوری انتخابی، ۱۲ آیتمی – ۱۰ آزمونی، ضعیف بود و در هر بار آزمون، بیش از ۷ آیتم را به یاد نمی آورد گرچه بیمار می توانست لغات باقی مانده را بازشناسی کند. در رسم شکل های متقاطع و خطوط موازی، به میزان قابل ملاحظه ای مشکل داشت. نمی توانست شکل های سه بعدی را رسم کند. در آزمون زبان، در نام بردن اشیا مشکل داشت. در مجموع، آقای روزن شواهدی از اختلال در حافظه، نام بردن اشیا و توانایی های ساختاری داشت. موارد فوق الذکر ممکن بود ثانویه به کندی، طرح ریزی ضعیف و در جا زدن باشند. اعتقاد بر این بود که این اشکالات، حاصل بیماری پارکینسون وی می باشد. بررسی های تکمیلی شامل MRI و الکتروآنسفالوگرافی انجام شد که مورد اول آتروفی منتشر مغز را نشان داد و مورد دوم آهستگی زمینه ای منتشر را نشان داد که حایز اهمیت بود.

بحث در مورد حسابدار خبره

اگرچه نورولوژیستی که اولین بار آقای روزن را معاینه کرد، تشخیص بیماری پارکینسون را تائید نکرد، اما پیشرفت بیشتر ترمور بیمار در حالت استراحت و اختلالات گفتاری و سایر اختلالات حرکتی، این تشخیص را تائید کردند.

ارزیابی نورولوژیک دوم با توجه بیشتر بر نشانه های شناختی صورت پذیرفت که یافته های حاصل از آن عبارت بودند از : اختلال حافظه، مشکلات مربوط به تمرکز و مشکل در آغاز حرکات هدفمند. در معاینه ی عصب روان شناختی، اختلال در حافظه، نام بردن اشیا و توانایی های ساختاری در آقای روزن مشهود بود. تمامی این نشانه ها که شدید بوده و باعث بروز اختلال قابل توجه در کارآیی بیمار نیز شده بودند، حاکی از ابتلا به دمانس، بودند. بدین ترتیب، تشخیص بیمار عبارت بود از (دمانس ثانویه به بیماری پارکینسون، بدون اختلالات رفتاری). اغلب بیماران مبتلا به بیماری پارکینسون در نهایت دچار درجاتی از اختلال شناختی می شوند. اگر شروع بیماری پارکینسون دیر هنگام و در سنین بالاتر باشد و یا سابقه ای از ابتلا به افسردگی وجود داشته باشد (که هر دو مورد در این بیمار وجود دارند)، بروز دمانس محتمل تر خواهد بود.

پی گیری

عملکرد حرکتی آقای روزن در اثر درمان با کاربی دوپا بهبود یافت، اما حافظه ی او رو به وخامت گذاشت. او گاهی در تشخیص زمان و نوشتن چک دچار مشکل می شد. همسرش می گفت که او ناگهان ادامه ی کلام و یا داستان فیلم را از یاد می برد. وی مجددا تحت درمان با فلوکسیتین قرار گرفت اما اثری از بهبود در وضعیت شناختی او مشاهده نشد. پس از آن بیمار دچار سکته ی مغزی خفیفی شد که به صورت موقت بر روی عملکرد حرکتی وی تاثیر گذاشت. به دلیل تمامی این مشکلات، او تصمیم گرفت که بازنشسته شود.

سال بعد او از مشکل فزاینده در تصمیم گیری و اختلال حافظه و افزایش مشکل خود در یافتن کلمات شکایت داشت. بیماری پارکینسون وی نیز بدتر شده بود. در سال دوم، فهم گفتار او مشکل تر شد و دوره هایی از (میخکوب شدن) داشت (پاهایش به کف اتاق می چسبید) که منجر به زمین خوردن های مکرر در او شده بود. وی در مکالمات خود به دفعات از لغات اشتباه استفاده می نمود. حافظه او همچنان رو به نقصان داشت و نمی توانست بدون کمک های قابل توجه همسرش از خود نگهداری کند.

اختلالات روانی در بزرگسالان، شرحال روانپزشکی

منبع: پرونده واقعی بیماران روانپزشکی، تالیف؛ اسپیتزر، رابرت ال و دیگران؛ ترجمه،صفرزاده، ستوده، امینی و آشتیانی؛ چاپ دوم. ۱۳۹۳

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید