, ,

کوتاه درباره عزت نفس

عزت نفس[1]

       احساس ما از خویشتن و آن چه را که در مورد خود می اندیشیم بر کلیه جوانب تجربه ما از زندگی اثر جدی و قطعی دارد. شیوه رفتار ما در کار و حرفه، در مسائل عشقی و عاطفی، در نقش پدر و مادر در رابطه با فرزندان و در پیشرفت امور زندگی همه و همه متأثر و در گرو احساس ما از نقش خویشتن است (مک گراو[2]، 2001؛ ترجمه خانقایی، 1385).

       عزت نفس، توانایی دوست داشتن و احترام گذاشتن به خویشتن است و دارای دو رکن اصلی است که عبارتند از «احساس ارزشمندی» و «احساس شایستگی» .

به عبارت دیگر، عزت نفس عبارت است از مجموع اعتماد به نفس و احترام به خویشتن. هر چه عزت نفس ما بالاتر باشد برای برخورد با مشکلات زندگی مجهزتر هستیم، عزت نفس بالا موجب می‌شود در مقابل فشارهای زندگی مقاوم تر شده و تسلیم یأس و شکست نشویم. عزت نفس به ما کمک می کند تا در کار خود خلاق تر باشیم و به این ترتیب احتمال موفقیت ما را در زندگی افزایش می‌دهد (مک گراو، 2001؛ ترجمه خانقایی، 1385).

       دیوید برنز معتقد است که اصولاً موضوعی به نام انسان ارزشمند و انسان بی‌ارزش وجود ندارد و افراد نباید ارزش درونی خود را به عنوان یک انسان مورد بررسی و ارزیابی قرار دهند. انسان‌ها می‌توانند ویژگی‌های خود را طبقه‌بندی کنند، اما طبقه‌بندی ضمیر امکان پذیر نیست. رفتار خوب یا بد، مطلوب یا نامطلوب، ارزشمند یا بی‌ارزش وجود دارد، اما انسان خوب و بد وجود ندارد. عزت نفس سالم، عزت نفسی است که مشروط نباشد، زیرا عزت نفس مشروط را باید کسب نمود. عزت نفس نامشروط یعنی صرفاً به این دلیل که انسان هستید، برای خودتان ارزش قائل شوید و برای ارزش وجودی خود به دنبال یافتن دلیل نباشید (برنز، 2000؛ ترجمه قراچه داغی، 1384).

       اکثر مردم یک سوم از زمان بیداری خود را در محل کار صرف می‌کنند، بنابراین محیط کار یکی از مهم‌ترین اجتماعاتی است که یک فرد در آن به سر می برد. توانمندسازی در حقیقت به معنی ایجاد و افزایش عزت نفس فرد در محیط کار است. افرادی که اجازه یافته اند تا نسبت به خود احساس خوبی داشته باشند، می‌توانند وقتی بیشتری را صرف کار خود کنند، آنان از نظر جسمانی نیز از سلامتی بیشتری برخوردارند و نتیجه این امر وجود افراد سالم در محیط‌های سالم می‌باشد. در شرایطی که افراد، آزادی انجام کار با بیشترین اثربخشی را نداشته باشند و احترام فردی آن‌ها مورد تعرض قرار گیرد، سازمان با افزایش معضلاتی چون فشار کاری، بیماری، غیبت، کاهش روحیه و افت بهره وری رو به رو خواهد بود (عاسبی و کرد، 1388).

[1] – self- esteem

[2] – Mack grave

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید