کمال گرایی در سطوح فردی، سازمانی و اجتماعی

کمال گرایی معمولا با سطوح انتظارات بالا از خود شناخته می شود. صرف نظر از کمال گرایی انطباقی که عموما وجه مثبت از کمالگرایی تلقی می شود، کمالگرایی غیرانطباقی (منفی) می تواند در سطح فردی، سازمانی و اجتماع اثرات نامطلوبی در پی داشته باشد. کمالگراهای غیر انطباقی معمولا اهداف غیر واقعی برای خود وضع می کنند و احتمالا از پذیرش اشتباهات خود سرباز می زنند. تفاوت مهم کمالگرایی مثبت و منفی در واقع نگرانه بودن/نبودن اهداف است. این واقع نگری می تواند با سطح ، نوع و کیفیت مقایسه ها و معیارها رابطه داشته باشد. برهمین پایه به نظر می رسد کمال گرایی غیر انطباقی در مقیاس سازمانی نیز چنین شرایطی را دارد. وقتی مبنای مقایسه ها درباره شرایط سازمان از واقع نگری دور شود دقیقا به سمت کمالگرایی غیرانطباقی حرکت کرده ایم. مشخصا انتظارات بالا و غیر واقعی کارکنان از سازمان بدون تحلیل بافت، زمینه و محیط می تواند مصداق کمالگرایی سازمانی باشد. ردپای کمالگرایی در مقیاس کل جامعه نیز به نوعی در طول تاریخ معاصر ما قابل مشاهده است. رویکرد صفر یا صدی در مواجهه با پدیده های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی؛ کم و بیش در ادوار تاریخ معاصر ما تکرار شده است. تخطئه کامل یک پدیده یا ستایش تام آن –صدالبته بدون واقع نگری- از بارزترین شاخصه های رفتار فرد و متعاقبا توده ای و اجتماعی ما بوده است. ظاهرا این کمال گرایی بستری در فرهنگ تاریخی و دینی کهن ما داشته است که تبیین آن نیاز به مطالعات و مباحثات عمیق تری دارد.

محمد اصلانپور


0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید