فرهنگ ها و صفات شخصیتی بارز

شخصیت

آیا چهارچوب های شخصیتی همچون مدل پنج بزرگ در فرهنگ های مختلف معتبرند؟ آیا ابعادی مثل شخصیت نوع الف در فرهنگ های دیگر هم وجود دارند؟ اجازه دهید به این سوالات پاسخ دهیم.

عوامل پنجگانه ای که در مدل پنج بزرگ مشخص شده است، تقریبا در تمام مطالعات فرافرهنگی دیده شده اند. در این مطالعات طیف گسترده ای از فرهنگ های گوناگون مثل فرهنگ چینی، آلمانی، ژاپنی، اسپانیایی، نیجریه ای، پاکستانی و آمریکایی پوشش داده شده است. به نظر می رسد این تفاوت ها بیشتر به میزان اهمیت هر بعد و اینکه فرهنگ به طور کلی فردگرا یا جمع گرا است محدود شده است. مثلا مدیران چینی در مقایسه با مدیران آمریکایی، طبقه بعد وجدان گرایی را بیشتر و طبقه بعد سازگار بودن را کمتر مورد استفاده قرار داده اند. همچنین به نظر می رسد مدل پنج بزرگ در فرهنگ های فردگرا بهتر از فرهنگ های جمع گرا می تواند رفتارها را پیش بینی کند. جالب اینجاست که میان افراد مختلف، به خصوص ساکنین کشورهای توسعه یافته، هم خوانی بسیار شدیدی وجود دارد. مثلا در یک مطالعه فراگیر که در به طور همزمان در ۱۵ کشور عضو اتحادیه اروپا انجام شد، مشخص گردید که وجدان گرایی عامل بسیاری خوبی برای پیش بینی عملکرد افراد در شغل ها و گروه های مختلف می باشد. مطالعات انجام شده در آمریکا هم دقیقا به همین نتیجه منجر شده است.

چهارچوب هافس تد برای ارزیابی فرهنگ ها

یکی از روش هایی که در تحلیل تفاوت های میان فرهنگی بسیار به آن رجوع می شود، در اواخر دهه ۱۹۷۰ توسط گیرت هافس تد (Geert Hofstede) به انجام رسید. او ارزش های مرتبط به کار بیش از ۱۱۶ هزار کارمند شرکت آی بی ام در چهل کشور دنیا را بررسی کرد و متوجه شد مدیران و کارمندان از نظر پنج بعد ارزشی فرهنگ ملی با هم تفاوت دارند :

فاصله قدرت

(Power Distance) نشان دهنده این است که مردم آن کشور تا چه حد توزیع نا برابر قدرت در سازمان ها و موسسات را می پذیرند. اگر این میزان بالا باشد بدین معنی است که نابرابری های زیادی از نظر قدرت و ثروت وجود داشته و فرهنگ خود را با آن تطبیق داده است، به عبارت دیگر نظام طبقاتی وجود دارد که جلوی پیشرفت فرد در طبقات اجتماعی را می گیرد. پایین بودن این میزان هم نشانگر جوامعی است که در آنها بر تساوی و وجود فرصت های برابر تاکید می شود.

فرد گرایی در مقابل جمع گرایی

(Individualism) به میزانی که افراد ترجیح می دهند به صورت انفرادی و نه گروهی کار انجام دهند و شدت اعتقاد آنها به برتری حقوق فرد بر جمع اشاره دارد. جمع گرایی (Collectivism) به یک چهارچوب اجتماعی قدرتمند اشاره دارد که در آن افراد از دیگر اعضای گروهی که عضو آن هستند، انتظار مراقبت و مورد حمایت واقع شدن دارند.

مرد سالاری در مقابل زن سالاری

تعریف هافس تد از مرد سالاری (Mansculinity)، میزان گرایش است که آن فرهنگ به نقش های سنتی مردانه مثل پیشرفت، قدرت و کنترل دارد و در نقطه مقابل یکسان فرض کردن مردان و زنان قرار می گیرد. اگر میزان مردانگی بالا باشد، نشان دهنده فرهنگی است که در آن مردان و زنان نقش های مجزایی داشته و جامعه تحت تسلط مردان قرار دارد. اگر میزان زنانگی (Feminity) در فرهنگی بالا باشد، بدین معنی است که تفاوت های کمی میان نقش های زنان و مردان قائل بوده و در همه موارد با مردان و زنان به شکل یکسان رفتار می شود.

پرهیز از عدم اطمینان

نشان دهنده میزانی است که مردم یک کشور موقعیت های ساخت یافته را به ساخت نیافته ترجیح می دهند. در فرهنگ هایی که میزان پرهیز از عدم اطمینان (Uncertainty Avoidance) در آنها بالاست، عدم اطمینان و ابهام منجر به اضطراب شدید در مردم شده و آنها سعی می کنند با استفاده از قانون و کنترل، عدم اطمینان را کاهش دهند. در فرهنگ هایی که پرهیز از عدم اطمینان پایین است، مردم بیشتر پذیرای ابهام بوده و قانون مداری در آنها ضعیف تر است. زیادتر ریسک کرده و آمادگی بیشتری برای تغییر دارند.

جهت گیری بلند مدت در مقابل کوتاه مدت

آخرین بعدی که به چهارچوب هافس تد اضافه شده، میزان دلبستگی بلند مدت جامعه به ارزش های سنتی است. مردمی که در فرهنگی با جهت گیری بلند مدت (Long- Term Orientation) زندگی می کنند، توجهشان به آینده بوده و برای صرفه جویی، پشتکار و سنت ارزش قائلند. در جهت گیری کوتاه مدت (Short- Term Orientation)، مردم برای این لحظه و حال ارزش قائلند، آنها به راحتی تغییر را پذیرفته و تعهد را مانعی بر سر راه تغییر نمی دانند. کشور های مختلف جهان بر اساس ابعاد هافس تد چه امتیازی به دست می آورند؟ امتیاز کشورهایی که داده هایشان موجود بوده به نمایش در آمده است برای مثال، فاصله قدرت در مالزی از همه کشور ها بالاتر است. آمریکا هم به شدت فردگراست. در واقع فردگراترین کشور جهان است (استرالیا و انگلستان در فاصله کمی از آن قرار دارند ). آمریکایی ها بیشتر جهت گیری کوتاه مدت داشته و فاصله قدرت هم در این کشور پایین است (مردم این کشور تفاوت های طبقاتی غیر قابل تغییر را نمی پذیرند ). پرهیز از عدم اطمینان هم در این کشور پایین است، یعنی بزرگ سالان این جامعه نسبتا می توانند عدم اطمینان و ابهام را تحمل کنند. آمریکا از نظر مرد سالاری هم امتیاز بالایی به دست آورده، یعنی مردم آن برای نقش های سنتی مردان و زنان اهمیت قائلند (حداقل در مقایسه با کشورهایی همچون دانمارک، فنلاند، نروژ و سوئد ). تفاوت های منطقه ای هم وجود دارد که احتمالا توجه شما را به خود جلب کرده است. ملل شمالی و غربی مثل کانادا و هلند بیشتر فردگرا هستند. کشورهای فقیر همچون مکزیک و فیلیپین، در مقایسه با کشورهای دیگر، فاصله قدرت بیشتری دارند. پرهیز از عدم اطمینان در کشورهای آمریکای جنوبی بالاتر بوده و کشورهای آسیایی بیشتر جهت گیری بلند مدت دارند. ابعاد فرهنگی هافس تد، محققان رفتار سازمانی و مدیران را به شدت تحت تاثیر قرار داده، اما با این وجود انتقاداتی هم به تحقیق او وارد شده است. اول اینکه علیرغم به روز رسانی داده ها، کار اصلی بیش از سی سال قبل و بر روی یک شرکت خاص (آ بی ام) انجام شده است. از آن زمان تا کنون حوادث بسیاری در صحنه جهانی رخ داده است. برخی از مهمترین رویدادها این موارد بوده اند : سقوط اتحاد جماهیر شوروی، دگرگونی اروپای مرکزی و شرقی، پایان آپارتاید در آفریقای جنوبی، گسترش اسلام در سراسر جهان امروز و ظهور چین به عنوان قدرت جهانی. دوم اینکه تعداد کمی از محققان، جزئیات روش هافس تد را به دقت خوانده اند و به همین دلیل از تصمیمات و نظراتی که برای انجام این تحقیق اتخاذ شده، آگاهی ندارند (مثل کاهش تعداد ارزش های فرهنگی و خلاصه کردن آنها به ۵ مورد ). این مساله باعث شده در بعضی موارد نتایج کاملا دور از انتظار باشد. به عنوان نمونه، ژاپن را که کشوری بسیار جمع گرا می دانند، در بعد جمع گرایی رتبه متوسطی به دست آورده است. با وجود این مسائل، هافس تد یکی از دانشمندان مطرح علوم اجتماعی بوده و چهارچوب او تاثیر ماندگاری بر رفتار سازمانی گذاشته است.

چهارچوب گلوب برای ارزیابی فرهنگ ها

پروژه تحقیقاتی اثربخشی رهبری و رفتار سازمانی جهانی (Global Globe = Effectiveness Behavior Organizational- Leader Ship) که در سال ۱۹۹۳ آغاز شده، پژوهشی فرافرهنگی و پیوسته درباره رهبری و فرهنگ ملی است. تیم گلوب، با بررسی داده های ۸۲۵ سازمان در۶۲ کشور جهان توانسته ۹ بعد را شناسایی کند که تفاوت فرهنگ ملل مختلف را نشان می دهد. برخی از این ابعاد مثل فاصله قدرت، فردگرایی/ جمع گرایی، پرهیز از عدم اطمینان، فرق گذاشتن بر اساس جنسیت (مشابه مردسالاری و زن سالاری )، و جهت گیری به آینده (شبیه به جهت گیری بلند مدت و کوتاه مدت) مشابه ابعاد هافس تد است. تفاوت اصلی چهارچوب گلوب در این است که چند بعد دیگر مثل جهت گیری انسانی (میزان ارزشی که جامعه برای نوع دوستی، بخشنده بودن و مهربان بودن با دیگران قائل است) و جهت گیری عملکردی (جامعه چقدر اعضای گروه را به بهبود عملکرد و تعالی تشویق کرده و به آن پاداش می دهد) به آن اضافه شده است. کدام چهارچوب بهتر است؟ پاسخ دادن به این سوال دشوار است، چون هرکدام طرفداران خود را دارند. ما در اینجا بیشتر بر چهارچوب هافس تد تاکید کردیم، چون با گذشت زمان آزمایش خود را پس داده و مطالعه گلوب هم آن را تایید کرده است. به هر حال محققان، بحث درباره تفاوت های این دو چهارچوب را ادامه داده اند و ممکن است مطالعات بعدی بر تفاوت های جزئی مطالعه گلوب صحه بگذارد.

 


منبع : رفتار سازمانی رابینز مهدی زارع جلد۱ ،استیفن رابینز, تیموتی جاج، ترجمه مهدی زارع

وب سایت روانشناسی صنعتی و سازمانی

استفاده از مطلب فوق در دیگر سایت های اینترنتی مجاز و مورد تایید مدیر سایت نمی باشد. خواهشمند است رعایت امانت بفرمایید. با تشکر

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *