عوامل اثرگذار بر تصمیم گیری

تفاوت های فردی و قیود سازمانی

پس از بررسی مدل های تصمیم گیری عاقلانه و عقلانیت محدود و برخی از مهمترین خطاهایی که در تصمیم گیری رخ می دهد، می خواهیم به موضوع عوامل اثرگذار بر تصمیم گیری بپردازیم و توضیح دهیم که مردم تا چه حد در معرض این خطاها و تعصبات قرار دارند. در اینجا تفاوت های فردی و قیود سازمانی را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

تفاوت های فردی

تصمیم گیری در عالم واقع با ویژگی هایی چون عقلانیت محدود، خطاها و تعصبات معمول و استفاده از شهود تعریف می شود. علاوه بر این مسائل، تفاوت های فردی نیز انحرافاتی در مدل عقلانی ایجاد می کند. در این بخش دو دسته از تفاوت ها را مورد بررسی قرار می دهیم: تفاوت های شخصیتی و جنسیتی.

شخصیت

در زمینه شخصیت و تصمیم گیری تحقیقات زیادی انجام نشده است. شاید یکی از دلایل این مساله آن باشد که محققینی که در زمینه تصمیم گیری تحقیق می کرده اند، برای بررسی شخصیت آموزش ندیده بودند. با این وجود مطالعات انجام شده نشان می دهد که شخصیت بر تصمیم گیری اثر می گذارد. این تحقیقات وجدان گرایی و عزت نفس را مورد توجه قرار داده است. اجازه دهید هردو موضوع را در چهارچوب تصمیم گیری بررسی کنیم. پاره ای از تحقیقات نشان داده که برخی جنبه های وجدان گرایی( و نه کلیت این ویژگی) بر تشدید تعهدات تاثیر می گذارد. مساله جالب اینجاست که حتی مطالعه ای نشان داد که دو جنبه وجدان گرایی یعنی توفیق طلبی( Achievment Striving) و وظیفه شناسی( Dutifulness) بر تشدید تعهدات اثر متضادی دارند. به عنوان مثال افراد توفیق طلب بیشتر احتمال دارد دچار تشدید تعهدات شوند، در حالی که احتمال این مساله در افراد وظیفه شناس کمتر است. دلیل این مساله چیست ؟ به طور کلی افراد توفیق طلب از شکست متنفرند، به همین دلیل با امید به ممانعت از شکست، تعهدات خود را تشدید می کنند. اما افراد وظیفه شناس بیشتر تمایل دارند بهترین کار را برای سازمان خود انجام دهند. دوم اینکه شاید افراد توفیق طلب به این دلیل که بیشتر باید درستی تصمیماتشان را برای خود توجیه کنند، بیشتر در معرض ابتلا به تعصب ادراکی قرار دارند. متاسفانه شواهدی در این ارتباط که آیا افراد وظیفه شناس از ابتلا به تعصب ادراکی در امان هستند یا خیر در دست نیست.

در مجموع احتمال ابتلا به جانب داری به خود در افرادی که عزت نفس بیشتری دارند بالاتر است. چرا ؟ چون به شدت دوست دارند عزت نفس خود را حفظ کنند، به همین دلیل با جانب داری به نفع خود این کار را انجام می دهند. به بیان دیگر خطاهای خود را به گردن افراد دیگر انداخته و افتخار موفقیت ها را برای خود حفظ می کنند.

جنسیت

تحقیقات اخیر در خصوص اندیشناکی، چشم انداز جدیدی را در مورد تاثیر جنسیت بر تصمیم گیری پیش روی ما قرار داده است. بطور کلی شواهد حاکی از آن است که زنان تصمیمات خود را بیش از مردان تجزیه و تحلیل می کنند. اندیشناکی( Rumination) به طور خلاصه همان تعمق است. این واژه در چهارجوب تصمیم گیری، به تفکر کامل در مورد مساله اشاره دارد. به طور کلی احتمال اندیشناک بودن زنان از مردان بیشتر است. مطالعات بیست ساله نشان داده که زنان نسبت به مردان وقت بیشتری را برای تحلیل گذشته، حال و آینده صرف می کنند. احتمال آنکه مساله را قبل از تصمیم گیری بیش از اندازه تجزیه و تحلیل کرده و حتی بعد از اتخاذ تصمیم، مجددا آن را بررسی کنند نیز بیشتر است. جنبه مثبت این وضعیت آن است که مساله با دقت بیشتری مورد بررسی قرار گرفته و راه حل مناسبتری برای آن انتخاب خواهد شد. اما از سوی دیگر با این کار حل مساله دشوارتر شده، احتمال ناراحتی به دلیل اشتباهات گذشته افزایش یافته و شانس افسردگی بالا می رود. در ارتباط با مورد آخر باید اشاره کنیم که احتمال افسرده شدن زنان دو برابر مردان است. اینکه چرا زنان بیش از مردان اندیشناک هستند مشخص نیست، البته تئوری هایی در این رابطه وجود دارد. بر پایه یک ایده، والدین دختران را بیش از پسران به بیان احساس دلتنگی و اضطراب تشویق کرده و این رفتار را تقویت می کنند. بر پایه یک تئوری دیگر، زنان بیش از مردان عزت نفس و خوشبختی خود را بر مبنای تفکر دیگران در مورد خودشان قرار می دهند. تئوری سومی هم وجود دارد که مدعی است زنان همدلی بیشتری داشته و اتفاقاتی که در زندگی دیگران رخ می دهد، بیشتر آنها را تحت تاثیر قرار می دهد، به همین دلیل مسائل بیشتری برای تعمق دارند. تفاوت های جنسیتی خیلی زود آشکار می شود. به عنوان نمونه در سن ۱۱ سالگی دختران بیش از پسران درباره موضوعات مختلف تعمق می کنند. با این وجود به نظر می رسد تفاوت های جنسیتی با افزایش سن کاهش می یابد. تفاوت ها در طول دوران جوانی به حداکثر میزان خود رسیده و در سن ۶۵ سالگی به کمترین حد کاهش پیدا می کند. در این زمان هر دو جنس کمتر از هر زمان دیگری تعمق می کنند.

قیود سازمانی

سازمان هم ممکن است تصمیم گیران را مقید کرده و در مدل تصمیم گیری عاقلانه انحرافاتی ایجاد کنند. به عنوان مثال مدیران در تصمیم گیری های خود سیستم پاداش و ارزیابی عملکرد سازمان را در نظر گرفته، خود را با قوانین رسمی سازمان تطبیق داده و به قیود زمانی سازمان متعهد می مانند. تصمیمات قبلی هم به عنوان رویه های مورد قبول، تصمیمات جدید را تحت تاثیر قرار می دهند.

ارزیابی عملکرد

معیارهای ارزیابی عملکرد( Performance Evaluation) مدیران، تصمیمات آنها را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. اگر تصور مدیر یکی از بخش ها این باشد که وقتی انتقادی به گوشش نمی رسد بدین معنی است که واحدهای تولیدی تحت نظارت او به بهترین شکل عمل می کنند، جای تعجبی ندارد که با تمام وجود تلاش کند تا اطلاعات منفی به گوش نرسد.

سیستم پاداش

رفتاری که سیستم پاداش( Reward System) سازمان به کمک تغییر در دستمزد پرداختی به فرد مورد تشویق قرار می دهد، در تصمیم گیری های افراد نمود پیدا می کند. به عنوان مثال اگر سیستم پاداش سازمان، ریسک گریزی را تشویق کند، احتمال اتخاذ تصمیمات محافظه کارانه در مدیران افزایش می یابد. شرکت جنرال موتورز از دهه ۱۹۳۰ تا اواسط دهه ۱۹۸۰ به مدیرانی ترفیع و پاداش می داد که عملکرد کم خود را حفظ کرده و از مجادله پرهیز می کردند. نتیجه این شد که مدیران جنرال موتورز، با شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت مشکلات دشوار و انتقال مناقشات به کمیته ها، خود را با وضعیت شرکت تطبیق دادند.

مقررات رسمی

دیوید گنزالس، مدیر شیفت یکی از رستوران های تاکوبل در سن آنتونیوی تگزاس، به تشریح قیودی پرداخته که در کار خود با آنها رو به رو است: « برای هر تصمیمی که می خواستم بگیرم قوانین و مقررات وجود داشت ؛ از روش درست کردن نان مکزیکی گرفته تا اینکه چه زمانی باید اتاق استراحت نظافت شود. در کار من آزادی زیادی وجود ندارد ». البته فقط دیوید نیست که چنین شرایطی دارد. همه سازمان ها، از کوچک گرفته تا بزرگ، قوانین و سیاست هایی وضع کرده اند تا تصمیمات بر اساس برنامه مشخصی اتخاذ شده و رفتار همه تا حد ممکن یکسان باشد. البته با این انتخاب های پیش روی تصمیم گیران محدود خواهد شد.

قیود زمانی تحمیلی از سیستم

سازمان ها، ضرب العجل هایی را بر تصمیم گیری تحمیل می کنند. به عنوان مثال ممکن است لازم باشد گزارش توسعه محصول جدید روز اول هر ماه برای بررسی به کمیته اجرایی ارائه شود. تقریبا برای همه تصمیمات مهم ضرب العجلی وجود دارد. این شرایط باعث می شود تصمیم گیرنده تحت فشار زمانی قرار گرفته و اگر نگوییم جمع آوری همه اطلاعات قبل از سررسید غیر ممکن می شود، اما حداقل این کار بسیار دشوار خواهد شد.

سوابق قبلی

تصمیمات در خلاء گرفته نمی شوند، بلکه هر تصمیمی در چهارچوب مشخصی اتخاذ می شود. در واقع تصمیمات فردی را می توان به صورت نقاطی در یک سیر تصمیم گیری مشخص کرد. تصمیماتی که در گذشته اتخاذ شده باعث می شود بسیاری از گزینه ها فعلی کنار گذاشته شوند ؛ به عبارت دیگر تعهدی که از قبل ایجاد شده باعث می شود برای تصمیمات فعلی قیودی به وجود آید. این واقعیت را همه می دانند که بزرگترین عامل در تعیین بودجه امسال، بودجه سال قبل است. تصمیمات امروز گرفته می شوند، اما به شدت تحت تاثیر تصمیماتی قرار دارند که سال گذشته گرفته بودیم.


منبع : رفتار سازمانی رابینز مهدی زارع جلد۱ ،استیفن رابینز, تیموتی جاج، ترجمه مهدی زارع

وب سایت روانشناسی صنعتی و سازمانی

استفاده از مطلب فوق در دیگر سایت های اینترنتی مجاز و مورد تایید مدیر سایت نمی باشد. خواهشمند است رعایت امانت بفرمایید. با تشکر

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *