شایعه پراکنی

شایعه پراکنی

سیستم رسمی تنها شبکه ارتباطی در گروه یا سازمان نیست. سیستم غیر رسمی هم وجود دارد که آن را شایعه پراکنی (Grapevine)  می نامیم. با وجود اینکه ممکن است شایعه پراکنی غیر رسمی باشد، اما یکی از منابع با اهمیت اطلاعات به حساب می آید. به عنوان مثال در مطالعه ای مشخص شد که ۷۵ درصد کارمندان ابتدا از مسیر شایعه پراکنی درباره مسائل اطلاع کسب کرده اند.

 شایعه پراکنی سه ویژگی عمده دارد. اول اینکه تحت کنترل مدیریت نیست. دوم اینکه اکثر کارمندان آن را بیشتر از مسائل اعلام شده توسط مدیران ارشد باور داشته و به آن اطمینان می کنند. مورد آخر اینکه اثرات آن عمدتا در راستای منافع افرادی است که آن را پراکنده می کنند.

یکی از مشهورترین پژوهش های انجام شده در خصوص شایعه، مطالعه ای است که الگوی ارتباطی ۶۷ مدیر یک کارخانه کوچک را مورد بررسی قرار داد. روش اصلی که دنبال شد این بود که گیرنده ارتباط را تحت نظر قرار می دادند تا مشخص شود که او یک اطلاعات ویژه را ابتدا چگونه دریافت می کند و منبع آن کجاست. مشخص شد با وجود اینکه شایعه منبع اطلاعاتی مهمی به حساب می آید، اما فقط ۱۰ درصد از مدیران خبر پراکنی می کنند (یعنی اطلاعات را به بیش از یک نفر منتقل می کنند) . به عنوان مثال وقتی مدیری تصمیم گرفت برای همکاری با یک شرکت بیمه از کار خود استعفا دهد، ۸۱ درصد مدیران از این موضوع خبر داشتند، اما تنها ۱۱ درصد آنها این اطلاعات را به دیگران منتقل کردند. آیا اطلاعاتی که از طریق شایعات منتشر می شوند صحت دارند ؟ شواهد نشان داده که ۷۵ درصد این اطلاعات صحیح است.

 اما چه عاملی گسترش شایعات را تقویت می کند ؟ چه چیزی باعث می شود که بازار شایعات داغ بماند ؟ معمولا فرض بر این است که علت شکل گیری شایعات، لذت بخش بودن سخن چینی است. به ندرت این فرض صحیح است. شایعات در واکنش به موقعیت هایی که برایمان اهمیت دارند، زمانی که ابهام وجود دارد و تحت شرایط مضطرب کننده، پدیدار می شوند. این واقعیت که سه عامل ذکر شده به کرات در محیط کار وجود دارد نشان می دهد که چرا شایعات در سازمان ها رشد می کنند. مخفی کاری و رقابتی که معمولا در سازمان های بزرگ شایع است – در خصوص مسائلی مانند انتخاب روسای جدید، جا به جایی دفاتر کار، تصمیمات کوچک سازی و تغییر در وظایف شغلی – شرایطی ایجاد می کند که شایعات در آن تقویت شده و پایدار می ماند. برای از بین رفتن شایعه یا باید خواسته و انتظاری که شک و تردید ایجاد کرده که منجر به انتشار شایعه شده مرتفع شود یا اینکه نگرانی ناشی از آن کاهش بیاید. از این مباحث چه نتیجه ای می گیریم ؟ قطعا شایعات بخش مهمی از شبکه ارتباطی گروه یا سازمان را تشکیل داده و درک آن مساله با ارزشی است. مدیران به آن طریق می توانند روحیه سازمان خود را درک کرده، مسائلی را که برای کارمندان حائز اهمیت است شناسایی و به کارمندان کمک کنند تا اضطراب خود را کاهش دهند. شایعات، نیازهای کارمندان را هم مرتفع می کند؛ دور هم گفتگو کردن کارمندان باعث می شود به یکدیگر نزدیک شده و با هم دوست شوند. البته تحقیقات نشان داده که این دوستی برای افرادی که خارج از گروه هستند، گران تمام می شود. آیا مدیران می توانند شایعات را به کل از میان ببرند ؟ خیر. کاری که مدیران می توانند بکنند این است که با محدود کردن دامنه و اثرگذاری شایعات، پیامدهای منفی آنها را کاهش دهند.

 


منبع : رفتار سازمانی رابینز مهدی زارع جلد۱ ،استیفن رابینز, تیموتی جاج، ترجمه مهدی زارع

وب سایت روانشناسی صنعتی و سازمانی: استفاده از مطلب فوق در دیگر سایت های اینترنتی مجاز و مورد تایید مدیر سایت نمی باشد. خواهشمند است رعایت امانت بفرمایید. با تشکر

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *