,

کاربرد خودکارآمدی در محیط کار

بندورا حمایت قابل توجهی از کاربرد خودکارآمدی در محیط کار در کتاب خود،‌ « خودکارآمدی: تمرین کنترل» به عمل آورده است. اخیراً‌ او دامنه وسیعی از پژوشهای مرتبط با تأثیرات مستقیم و غیر مستقیم خودکارآمدی بر اثربخشی فردی و سازمانی را بررسی کرده است (بندورا، ۲۰۰۴). این پژوهش مروری شامل دامنه وسیعی از موضوعات پژوهشی همچون آموزش و توسعه، کار تیمی (به عبارت دیگر خودکارآمدی جمعی)، تغییر و نوآوری، رهبری، و استرس بود. با توجه به این مجموعه تئوری و پژوهش در خصوص خودکارآمدی تلویحات مدیریتی و سازمانی زیر ارائه شده است (ایوانویچ،‌ کونوپاسک و ماتسون[۲۰] ، ۲۰۱۱؛ لوتانز،‌ یوسف و آوولی[۲۱] ، ۲۰۰۷):

۱- گزینش و ارتقاء 

سازمان ها باید افرادی را استخدام کنند که خودکارآمدی بالایی دارند. این گونه افراد انگیزه فروانی برای مشارکت در رفتارهایی دارند که به آنها در اجرای بهتر عملکرد کمک می­کند. اندازه گیری خودکارآمدی میتواند در طی فرآیندهای گزینش و ارتقاء صورت گیرد.

۲- آموزش و توسعه

سازمان ها باید زمانی که نسبت به  انتخاب افراد برای آموزش و توسعه مبادرت می­ورزند به سطح خودکارآمدی آنها توجه نمایند. چنانجه بودجه آموزشی محدود باشد، نرخ بازگشت (به عبارت دیگر عملکرد شغلی) سرمایه گذاری در آموزش زمانی می­تواند رخ دهد که تنها افرادی که خودکارآمدی بالایی دارند به اینگونه آموزش­ها اعزام شوند. اینگونه افراد تمایل بیشتری به یادگیری از آموزش دارند و در نهایت، ‌احتمال بیشتری دارند که از آموخته های خود در جهت تقویت عملکرد شغلی خودشان استفاده کنند.

-۳- تدوین هدف و عملکرد 

سازمان­ها می­توانند اهداف عملکرد بالاتر را از طریق کارکنانی که سطح خودکارآمدی بالاتری دارند ترغیب کنند. که این قضیه نیز منجر به سطح بالاتر عملکرد شغلی کارکنان می­گردد که در عصر رقابتی امروز یک امر حیاتی برای سازمانها محسوب می­شود (لوننبرگ، ۲۰۱۱).

 خودکارآمدی ارتباط آن با عملکرد

محققان اشاره کرده اند که افزایش خودکارآمدی در دانشجویان سیستم های اطلاعات، ممکن است یک راه موثر برای به حداکثر رساندن نتایج عملکرد و آماده سازی آنها برای موفقیت شغلی داشته باشد (ریان و بردولوئی[۲۲]، ۲۰۰۰). با وجود این واقعیت که این مسأله به طور گسترده ای پذیرفته شده و به صورت تجربی تئوری رفتار فردی را تأیید کرده، و اعتقاد بر این است که تأثیر زیادی بر نتایج عملکرد دارد، روزل و گاردنر[۲۳] (۲۰۰۰) بیان کردند که نظریه شناختی اجتماعی عملا در تحقیق های سیستم های اطلاعاتی نادیده گرفته شده است (کامپیو، هیگینز[۲۴]، ۱۹۹۱). به گفته نظریه شناختی اجتماعی، باورهای خودکارآمدی دانشجویان – قضاوت های آنان در اعتماد به نفس برای انجام کارهای دانشگاهی و یا موفقیت در فعالیت های علمی – قابلیت آنان برای انجام وظایف و یا موفقیت بعدی در این فعالیت ها را پیش بینی می کند (پجرس و گراهام[۲۵]، ۱۹۹۹). خودکارآمدی بیشتر مربوط به وظایف پیچیده است و مدل سازی مفهومی اغلب به عنوان وظیفه پیچیده توسط مدلسازان در نظر گرفته می شود. به دلیل کاربرد گسترده از نظریه شناختی اجتماعی بر نتایج عملکرد، خودکارآمدی بر این فرض است که ارتباط مثبت با مدل سازی مفهومی عملکرد کار دارد. به عبارت دیگر، این فرض شده است که افرادی که دارای سطح بالاتری از خود کارآمدی وظیفه دارند، عملکرد بهتری نسبت به افراد با سطح پایین تری از خودکارآمدی وظیفه دارند (داوودی، دهقانی و عباس آبادی، ۱۳۹۳).

داوودی ف، دهقانی م ج، عباس آبادی ف .۱۳۹۳٫ مدل مفهومی تفاوت های فردی و عملکرد وظیفه ای: بررسی اثرات سبک شناختی، خود کارآمدی و دامنه کاربرد دانش. اجرای مدل سازی مفهومی. موسسه، فرآیند کسب و کار و مدل سازی سیستم های اطلاعاتی.

Ivancevich, J. M., Konopaske, R., & Matteson, M. T. 2011. Organizational behavior  and management (9th ed.). New York, NY: McGraw-Hill.

Lunenburg Fred C.2011. Self-Efficacy in the Workplace: Implications for Motivation and Performance. International Journal of Management, Business, and Administration.V 14(1).

Luthans, F., Youssef, C. M., & Avolio, B. J. 2007. Psychological capital. New York,  NY: Oxford University Press.

Ryan, S., Bordoloi, B., et al.2000. Acquiring Conceptual Data Modeling Skills: The Effect of Cooperative Learning and Self -Efficacy on Learning Outcomes. The Database for Advances in Information Systems

[۲۰] Ivancevich, Konopaske  & Matteson

[۲۱] Luthans, Youssef  & Avolio

[۲۲] Ryan & Bordoloi

[۲۳] Rozell & Gardner

[۲۴] Compeau & Higgins

[۲۵] Pajares & Graham

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید