نوشته‌ها

, ,

راهکارهای کاهش فرسودگی شغلی: برای مدیران

 

  1. كاهش و از بین بردن استرسهای موجود در محیط كار؛
  2. حمایت خانواده،‌ دوستان و همكاران از افراد مبتلا به فرسودگی شغلی؛
  3. تغییر شرایط كاری نامساعد و نامطلوب؛
  4. استفاده از روش مدیریت زمان ؛
  5. آموختن و استفاده از روشهای كارآمد برای انجام كارها؛
  6. استفاده از روشهای خاص آرامش مانند آموزش نظامدار آرمیدگی یا ریلكسیشن، مراقبه و مانند آن؛
  7. تغییر طرز فكر نسبت به كار و زندگی
  8. خوشبینی و استفاده از خودگویی‌‌های مثبت نسبت به خود و دیگران.
  9. شناسایی محدودیت‌ها و پرهیز كردن از انجام كارهایی كه توان ذهنی و جسمی لازم برای آنها را نداریم؛
  10. توجه جدی به رفاه جسمی و روانی از قبیل تغذیه مناسب،‌ورزش و استراحت؛
  11. توزیع كارها و كمك گرفتن از دیگران؛
  12. شناخت و قبول تواناییها و ناتوانائیهای خود (پذیرش خود)؛
  13. پذیرش واقعیتها و رها كردن آرمان و آرزوهای ناممكن؛
  14. توسعه روابط دوستانهو صمیمانه با دیگران؛
  15. انعطاف‌پذیری در پذیرش دیدگاههای دیگران؛
  16. پرورش حس شوخ طبعی و خندیدن؛
  17. در صورت حل نشدن مشكل، استفاده از خدمات روانشناسی و مشاوره تخصصی .

 نقش مدیران در پیشگیری از فرسودگی شغلی كاركنان:

  • مدیران باید امكاناتی را در سازمان فراهم كنند كه مهارت‌های افراد،‌بسته به موضوع كاری آنها افزایش یابد؛
    مدیران باید افرادی را در سازمان به كار گمارند كه نه تنها علاقمند به آن باشند. بلكه از ویژگی‌های شخصیتی لازم برای انجام دادن درست وظایف شغلی برخوردار باشند؛
    مدیران باید برای متصدیان مشاغل گوناگون دوره‌های آموزشی مناسب تشكیل دهند؛
    به كاركنان بفهمانند كه به یاد آنها هستند و برای این كار از مناسبت‌ها بهترین استفاده را ببرند؛
    مدیران باید شرایط خطر آفرین در سازمان را به حداقل برسانند؛
    مدیران باید شبكه‌های ارتباطی را در سازمان بهبود ببخشند.
, ,

فرسودگی شغلی: علل و نشانه ها

دوباره صبح شد، چشمانم را باز کردم، احساس می کردم دیشب اصلاً نخوابیده ام، بدنم سست و بی حال بود، بسیار خسته بودم. خسته گی ام به کنار، امروز دوباره باید از رختخوابم بلند شوم و یک راست به سر کار کوفتی بروم! نه امروز دیگر نمی توانم، ای کاش تمام می شد، ای کاش لااقل من تمام می شدم. دلم می خواست بخوابم، چقدر سخت است که باز باید به سرکار بروم. تصورش هم سخت است، امروز هم باید بیهوده با دیگران سر و کله بزنم. به زور خودم را از تخت بیرون می کشم و سعی می کنم که آماده رفتن شوم، همین طور که از خانه بیرون می آیم به این فکر می کنم که چطور از پس کارهای امروز بر آیم، استرس و اضطراب شدیدی دارم. یادم به همکارانم می افتد که اغلب اوقات بی دلیل می خندند و شاد می شوند، ولی من هر روز بیشتر احساس ناراحتی می کنم و دلم می خواهد هر چه زودتر ساعت کاری تمام شود و به تختخوابم برگردم.

آخر تا کی باید کار تکرار کنم و کارهای تکراری هر روز را دوباره انجام دهم، حس بی ارزشی و غیرمفید بودن می کنم. اصلاً حوصله ارباب رجوع را ندارم، حتی این روزها میلی به غذا خوردن هم ندارم ولی وقتی هم که لقمه ای می خورم، ترش می کنم و سردرد عجیبی به سراغم می آید.

پولی هم نمی دهند! با این حقوقی که آخر ماه می گیرم، حتی نمی توانم از پس مشکلات و بدهی های عقب مانده ام برآیم… باز باید التماس کسی را بکنم و باز پول قرض بگیرم…

همین طور که غرق در افکارم هستم در مسیر با یکی از همکارانم برخورد می کنم که دائم در حال غر زدن و حرف زدن و ایراد گرفتن از من است، بعد از اینکه یک اوقات تلخی حسابی با او می کنم مثل همیشه خیلی دیر به محل کارم می رسم. امروز هم تمام شد، احساس می کنم من هم دارم تمام می شوم، هر طور بود کارها را نصفه و نیمه و با بی حوصلگی انجام دادم و ثانیه ها را تک تک دنبال می کردم، چشمم دائم به ساعت آویزان شده از دیوار پوسیده اتاقم بود، تا عصر شود و به خانه برگردم، در مسیر برگشت هم دائماً به این فکر می کنم که بهتر است، فردا دیگر سر کار نروم: اینجا، بودن یا نبودن من که فرقی ندارد…

این گفتگوی درونی، شرح حال فردی را نشان می دهد که نشانه های فرسودگی شغلی در وی نمایان شده و اگر متوقف نشود آرام آرام او را از پای در می آورد. این یک اخطار است، برای کسانی که به شغل خود احساسی ندارند.

آیا تا کنون واژه ی “فرسودگی شغلی” را شنیده اید؟

يكي از عمده ترين مسائل شغلي كه معمولاً به شكل واكنش در برابر فشارهاي شغلي و سازماني در ميان كاركنان خدمات انساني ديده مي شود، پديده فرسودگي شغلي است. فرسودگي شغلي كاهش قدرت سازگاري فرد با عوامل فشارزاست و سندرمي است مركب از خستگي جسمي و عاطفي كه منجر به ايجاد خود پنداره ي منفي (تصویر منفی) در فرد، نگرش منفي نسبت به شغل و فقدان احساس ارتباط با مراجعان به هنگام انجام وظيفه مي شود .

از ديدگاه لويد و لسلي (۲۰۰۸) فرسودگي شغلي زماني رخ مي دهد كه كار انجام شده پس از مدت كوتاهي براي فرد نامفهوم جلوه كند همچنين مي تواند نتيجه اضطراب، يا گوناگوني در كارهاي مربوط به فرد و يا نتيجه عوامل فردي باشد. 

 

علل و عوامل جسمی و روانی متعددي در ایجاد فر سودگی شغلی مؤثر هستند که مهمترین آنها عبارتند از:

  • فقدان کنترل و اختیار در انجام وظایف شغلی
  • عدم تعادل در ارزش ها و اهداف شخصی
  • بی علاقه بودن به محیط کار، همکاران و کار فرما
  • کار و وظایف شغلی یکنواخت
  • کم بودن یا زیاد بودن کار نسبت به توانائی فرد
  • مسائل و مشکلات خانوادگی و مالی
  • بیماري هاي جسمی و روحی
  • فقدان پاداش و تقویت های مادی و معنوی محل کار
  • نا مناسب بودن نظام ارزیابی عملکرد شغلی افراد و جایگزین شدن رابطه به جاي ضابطه در سازمان
  • هماهنگ نبودن میزان پرداخت حقوق و مزایا و میزان کاري که انتظار می رود فرد در سازمان انجام دهد
  • ناآشنا بودن افراد با اهداف سازمان یا قابل درك نبودن این اهداف براي آنان
  • عدم بهره گیري از همه توان و استعداد هاي بالقوه افراد در انجام دادن وظایف شغلی

علائم و نشانه هاي فرسودگی شغلی

در دوره هائی از زندگی احساس نا امیدي، عصبانیت، افسردگی، نارضایتی و اضطراب عادي به نظر می رسد. اما، افراد در حالت فر سودگی شغلی این هیجانات منفی را بیشتر از حد معمول (در مورد شغل خود) تجربه می کنند. در بدترین حالت افراد از نوعی خستگی یا نقصان عاطفی شکایت دارند. فرسودگی شغلی با کاهش در شور و شوق و درخشندگی شغلی مشخص می شود. بدنبال فرسودگی شغلی عوارضی بروز پیدا می کند که اولین عوارض آن فرسودگی جسمی است.

 

در نهایت می توان علائم و نشانه هاي فرسودگی شغلی را چنین برشمرد:

  1. بی تفاوتی نسبت به کار به دلیل بی معنا بودن، کم اهمیت بودن و تکرای شدن وظایف شغلی.
  2. احساس کسالت و سستی و عدم تمایل به ادامه کار
  3. کاهش ظرفیت و قابلیت انجام کار (فرسودگی روانی)
  4. اختلال در کار طبیعی دستگاههاي بدن مانند جریان خون ، تنفس ، سیستم عصبی و غیره
  5. کاهش کمی و کیفی کار به علت کاهش قدرت و دقت
  6. افزایش ساعات غیبت از کار.
  7. افزایش حوادث ناشی از کار.
  8. تشدید و ازدیاد اختلاف ها و بر خورد ها در محیط کار و زندگی تنش وپرخاشگري در محیط کار و خانواده
  9. بروز عوارض عصبی و روانی و کاهش توانائی انجام کارهاي روزمره زندگی در خارج از محیط کار.
  10. اختلال در ر وابط اجتماعی،عدم توجه به وظایف اجتماعی و تمایل به معاشرت بادیگران.
  11. پیري زود رس و کوتاهی عمر و مبتلا شدن به برخی بیماري ها.
  12. مشکلات بین فردي و کناره گیري (جر و بحث با همکاران و مدیر)
  13. کاهش نیروي ذخیره شده در بدن (احساس فرسودگی جسمی)