دو مفهوم ارزش و هنجار از مفاهیم اصلی و اساسی جامعه شناسی می باشند. مطالعه و بحث در مورد ارزش و هنجار از دو جهت مهم است؛ یکی اینکه در متون جامعه شناسی و در بین صاحب نظران علم جامعه شناسی فضای مفهومی آن کاملاً مشخص و متمایز نشده است. دوم اینکه در هر جامعه مرز بین ارزش و هنجار نامشخص بوده و تفکیک و تمایز آنها بسیار مشکل و نیاز به توجه و دقت کاملی دارد. در این بخش برای روشن شدن بحث به تعریف مفهومی واژه ارزش ازدیدگاه های مختلف پرداخته می شود و در ادامه در مورد مفهوم هنجار و سپس ارتباط بین ارزش و هنجار اشاره می شود.

ارزش[1]

گی روشه (۱۹۶۷) ارزش را شیوه ای از بودن یا عملی که یک شخص یا یک جمع به عنوان آرمان می شناسند، و افراد یا رفتارهایی را که بدان نسبت داده می شود را نیز مطلوب و متمایز می سازد. اولسون (۱۹۹۱) ارزش ها را مجموعه ای از پنداشت های اساسی نسبت به آنچه پسندیده است می داند که تجلی عمیق ترین احساسات مشترک نسبت به جهان در جامعه هستند. برت رند (۱۹۵۸) ارزش ها را، عقایدی در مورد این که موضوع ها یا رفتارها، خوب،بد، مطلوب و نظایر اینها هستند یا نیستند، مطرح می کند.

با توجه به تعاریف یادشده، در می یابیم که هر جامعه ای، مجموعه ای از اهداف، نگرش ها، عقاید و اموری که مهم تر از سایر امور هستندو برای اکثریت آن جامعه مطلوب تلقی می گردد را می توان جزو ارزش ها محسوب کرد و چون ارزش ها امور مطلوب هستند همه به دنبال تحقق آنها می باشند و برای آن احترام خاصی قائل هستند.

کارکردهای اجتماعی ارزش ها:

اهمیت ارزش ها در آن است که اساس ارزیابی ما را از پدیده ها و امور اطرافمان و رفتار ما را نسبت به جامعه تنظیم می کند. این ارزش ها به رفتار مرز و جهت می دهند و آنها را هدایت می کنند. ذیلاً به برخی از کارکردهای اجتماعی ارزش ها اشاره می شود:

1.ارزش ها در جهت نیل به همبستگی عمل می کنند و وحدت و یگانگی را در جامعه (یا سازمان) بوجود می آورند.

2.ارزش ها در هر جامعه (یا سازمان) شیوه های مطلوب تفکر و رفتار در آن را مشخص می کند.

3.ارزش ها باعث ایجاد نظم و هماهنگی در تعاملات اجتماعی بین افراد و جامعه می گردند.

4.ارزش ها باعث راهنمایی مردم در انتخاب و تحقق نقش های اجتماعی می باشند.

5.ارزش ها به عنوان وسیله ای برای کنترل اجتماعی و فشار اجتماعی عمل می کند.

“ارزش: مجموعه ای از اهداف، نگرش ها، عقاید و اموری که مهم تر از سایر امور هستند و برای اکثریت مطلوب تلقی می گردد و همه به دنبال تحقق آنها می باشند و برای آن احترام خاصی قائل اند، ارزش ها به رفتار مرز و جهت می دهند

هنجار[2]

هنجارها به معنای انتظارات مشترک در خصوص رفتار مناسب در گروه است؛ کلیه رفتارهایی که از افراد در یک خرده گروه یا گروه انتظار می رود و شامل کلیه بایدها و نبایدهای رفتاری در گروه است. بروس کوئن هنجار را الگوی رفتاری مشترک یا معیار های رفتاری می داند.

هنجار در اصطلاح دانش جامعه شناسی، به یک الگوی رفتاری گفته می شود که روابط در واکنش های اجتماعی را تنظیم می کند. اکثریت جامعه خود را به آن پایبند می دانند و در صورتی که شخصی آن را رعایت نکند، جامعه او را مجازات می کند.

ویژگی هنجارها:

۱یک بیان یا باور روشن است که جهت گیری رفتاری را منجر می گردد.

۲گروه از وجود هنجارها آگاهی دارند.

۳گروه در خصوص هنجارها توافق دارند.

بطور نمونه: هنجار کار کردن در کارگاه این است که همه باید تا ساعت یک ظهر کار کنند و بعد از آن کار نکنند و تا ساعت دو بعد از ظهر به استراحت بپردازند، سر میز مشترکی بنشینند و غذا بخورند و بیشتر از ساعت یک کار نکنند.

مقاومت در برابر هنجارهای گروه:

اغلب افراد در گروه ها در خصوص هنجارها همرنگی می کنند و افرادی که از هنجارها تخطی می کنند (بطور مثال، بیشتر از ساعت یک کار می کنند و فقط نیم ساعت استراحت می کنند و یا تولید را افزایش می دهند) مورد پذیرش سایرین قرار نمی گیرند و به عنوان افراد افراطی، انحرافی و اصطلاحاً “نرخ شکن” تلقی می گردند و گروه سعی می کند با رفتارهای خصمانه (به شانه فرد کوبیدن، طرد کردن، بر سر میز نهار جای ندادن و غیره) فرد را از گروه طرد کنند تا فرد تنبیه گردد. اما چه چیزی باعث می گردد فرد با هنجارها و دیگران مقاومت و مخالفت نماید؟

بودن در گروه و رفتار اجتماعی به طور ذاتی برای فرد مهم است، اما اگر در گروه شروع به مخالفت و یا مقامت کند یک دلیل می تواند این باشد که در گروه مقابلی عضویت دارد و یا با نگرش ها، عقاید و بالاخره هنجارهای گروه موافقت ندارد و یا حتی با اعضای گروه مخالف است.

دو گروه مهم برای عضویت که افراد هنجارهای اساسی را از آن می گیرند:

الف: گروه مرجع: گروه هایی که هنجارها و معیارهای رفتاری آنان برای فرد مهم است و مورد پذیرش و احترام است و فرد هنگان نیاز به همین معیارها و هنجارها رجوع می کند (مانند گروه های مذهبی مسجد) افراد به این گروه ها تعهد روانشناختی دارند و از هنجارهای آن طرفداری می کنند.

ب: گروه های عضویتی: گروه هایی که صرفا به دلیل شرایط و یا موقعیت محیط به آنها تعلق داریم و بعضا در آنها کجرو و منزوی به شمار می آییم. که به این صورت و بنابراین همانند نقش های متعارض، برای فرد می تواند هنجارهای متعارض نیز وجود داشته باشد.

هنجارهای اجتماعی:

رفتارهای معینی هستند که بر اساس ارزش های اجتماعی قرار دارند. ارزش های اجتماعی به تدریج بصورت هنجارهای اجتماعی در می آیند و با رعایت کردن آنها جامعه انتظام پیدا می کند. هنجارهای اجتماعی شیوه های رفتاری معینی است که در گروه یا جامعه متداول است و فرد در جریان زندگی خود آن را می آموزد و به کار می بندد و نیز انتظار دارد که دیگر افراد گروه یا جامعه آن را انجام دهند.

“هنجار: رفتاری که به تدریج میان اعضای گروه و جامعه شکل می گیرد و در صورت رعایت نکردن آن، فرد مجازات می شود، یا باید و نبایدهایی که فرد در گروه یا جامعه ملزم به انجام آن می باشد در غیر اینصورت با مجازات روبه رو می گردد”

رابطه ارزش و هنجار و رفتار

ارزش ها زمینه شکل گیری هنجارها را ایجاد می کنند و هنجار ها جنبه عینی و دستوری ارزش ها می باشند. ارزش ها جزء باورها هستند. هنجارها ریشه در ارزش ها دارند. هنجارها قاعده رفتار هستند. رفتارها، عمل کردن مطابق آن قاعده ها (یا همان هنجار) می باشد. در حقیقت، هنجارها نسبت به ارزش ها به رفتار نزدیک تر هستند.

جدول 1: ارزش ها می توانند از طریق رفتار و تکرار آن، به هنجار تبدیل شوند.

ارزش (مطلوبیت)

رفتار (عمل)

هنجار (قواعد)

سپاسگذار بودن از خداوند

فرد نماز می خواند.

عبادت کردن و نماز خواندن

مسئولیت پذیری

فرد پروژه ها را به موقع تمام و گزارش می دهد.

انجام دادن وظایف بطور مسئولانه

لذت بردن از کار

فرد از انجام فعالیت های شغلی خود لذت می برد.

شاد بودن در هنگام کار کردن

امانت داری

فرد اطلاعات پرونده ها را محرمانه نگه می دارد.

عدم افشای اطلاعات و حفظ امانت

جدول 2: مقایسه ارزش ها و هنجارها

ارزش (مطلوبیت)

هنجار (قواعد)

ذهنی هستند.

عینی هستند.

جزو تصورات کلی هستند.

جزو دستورالعمل های جزئی و رفتاری می باشند.

الهام بخش هنجار ها هستند.

جهت دهنده رفتارها می باشند.

مسائل آرمانی را شامل می شوند.

مسائل عینی و ملموس را شامل می شوند.

منشاء همبستگی و وفاق اجتماعی اند.

به صورت عملی باعث تداوم و حیات اجتماعی می باشند.

اما چرا افراد به هنجارها و ارزش ها تن در می دهند؟

چون هنجارها و ارزش ها مجموعاً باعث کاهش ابهام و عدم اطمینان می شوند، به سازگاری با شغل، افراد، گروه و یا جامعه و موفقیت در آنها یاری می دهد و در ضمن منجر به کاهش تعارضات می گردد.


منابع:

( بیرو آلن ۱۳۶۶- فرهنگ علوم اجتماعی – باقر ساروخانی – تهران – انتشارات کیهان)

(چلبی مسعود ۱۳۷۵- جامعه شناسی نظم- تهران)



[1] Value

[2] Norm

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.