در هر سازمانی الگویی وجود دارد که بر موجودیت و کلیت سازمان حکومت می کند و نظارت دارد. الگوهای حکم رانی، راهبردهایی هستند که برای رفع تعارض و توزیع قدرت به کار می رود، در واقع دیدگاه های مربوط به ماهیت آدمی (منفی-بی طرف-مثبت) الگوی حکم رانی را مشخص می کند.

الگوی حکمرانی بخشی از جو سازمانی است که به نحوه توزیع قدرت و نگرش و نگاه سازمان به پرسنل اشاره دارد.

الگوی حکمرانی به پرسش توزیع قدرت توجه دارد. یعنی اگر جواب بدهیم که در سازمان قدرت چگونه توزیع شده، الگوی حکمرانی را پیدا می کنیم.

قدرت در موقعیت های عام و در موقعیت های متعارض نقش پررنگی دارد.

 

بنابر این در توزیع قدرت و حکومت بر یک سازمان یک طیف وجود دارد.

 

استبدادگرایی و خودکامه گرا…………………………………………………..مشارکت جویی و مردمی

 

مشخصات الگوی استبدادگرایی و خودکامه گرا:

  • احساس انصاف و عدالت و اعتماد بسیار پایین است.

1- وابستگی شدید به افراد قدرتمند و پر نفوذ راه پیشرفت است.

2-دسترسی به اطلاعات کم است، همه چیز را همه کس نمی داند.

3- حل تعارض ها در گروه نخبه رخ می دهد و متعارض خنثی می شود.

4- حکم، حکم اداری است. هر چه مدیر گفته و لاغیر حکم است.

مشخصات الگوی مشارکت جویی و مردمی:

  • احساس انصاف و عدالت و اعتماد بسیار بالا است.

1- در تصمیم گیری ها مشارکت و نظرخواهی وجود دارد.

2- ارزیابی عملکرد به صورت عینی است و رویه ها منصفانه است.

3- دسترسی به اطلاعات و شفافیت وجود دارد.

4- افراد و خط مشی ها بطور ادواری بازنگری می شود.

شاید همه این شرایط همزمان با هم اتفاق بیافتد و یا بطور جداگانه رخ دهد.

با این حال الگوهای حکم رانی با توجه به 2 ویژگی تعریف و دسته بندی می شود:

1- راهبردهایی که برای حل تعارض بکار می رود.

2- دیدگاه مربوط به ماهیت آدمی، که شامل نگرش حمایتی و راهبرد های مشارکت و کنترل است.

 

با توجه به 2 دسته بندی بالا الگوهای حکم رانی به شرح زیر ایجاد می شود.

چهار الگوی نظریه پردازان اولیه سازمانی:

  • نظام خودکامگی (Autocracy)؛ قدرت مرکزی، کنترل و سلسله مراتب فرماندهی، مدیریت یکجانبه، مشارکت و دادخواهی قضاییوجود نداشت، تنبیه و تهدید عامل انگیزه بخش افراد بود. دید منفی نسبت به انسان دارد (افراد تنبل و کاهل هستند). افراد فقط به دنبال پول هستند.
  • نظام دموکراسی (Democratic)؛ دید مثبت به کارکنان وجود دارد. مشاغل باید جالب و چالش انگیز باشد. تعهد و حمایت با استفاده از رویکردهای مشارکتی بوجود می آید. مهار و کنترل از بیرون نیست از درون می جوشد. شان و منزلت انسانی رعایت نمی شود.
  • نظام استبدادگرایی جمعی (Totalitarianism)؛ مانند نظام خودکامه است- کنترل شدید، تاکید بر سلسله مراتب و گروه نخبه کوچک تصمیم می گیرد. تفاوت با نظام خودکامه: نسبت به انسان دید بی طرفانه دارد و افراد الزاما تنبل نیستند و مدیر باید برنامه ریز باشد و همچنین از تکنولوژی جدید جهت حفظ کنترل ساختاری ولی نه مهار خود (احتمالا استفاده از دستگاه کارت زنی و…)
  • الگوی فدرال گر (Federalism)؛ ما بین استبدادگرایی و دموکراسی است. سازمان ها بر اساس تخصص و دانش به گروه هایی یا تیم هایی تقسیم شوند. این گروه ها تا حدی حاکم بر خود هستند. لیکن سلسله مراتب مرکزی هم وجود دارد.

تفاوت با استبدادگرایی: 1- مشارکت و حکومت بر خود بیشتر است 2- هدف از سلسله مراتب مرکزی ارتباط با هماهنگی است تا کنترل 3- مهار بیرونی کمتر است.

Democratic

FederalismTotalitarianismAutocracy

دیدگاه به انسان

مثبت

بی طرفبی طرفمنفی

حمایت

کامل مشارکتتا حدی مشارکتفقدان مشارکت

فقدان مشارکت

مهار و کنترلخود کنترلیمهار خود و قوانینتنبیه و قوانین و قواعد

تنبیه

مصادیقتیم های فنی تخصصیدانشگاه هاارتش

ارتش سنتی قدیم

0 پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
خیالتان راحت باشد :)

دیدگاهتان را بنویسید