علل شکست IBM: نگاهی به شرکت سهامی ماشین های تجاری بین المللی

شرحال IBM


علل شکست IBM: نگاهی به شرکت سهامی ماشین های تجاری بین المللی

داشتن سهام شرکت آی. بی.ام همانند داشتن یک معدن طلا بود. موفقیت روز افزون کامپیوترهای شخصی شرکت باعث شد که سود آن افزایش بسیار زیادی یابد و از نظر ارزش بازار سهام، به صورت بزرگترین شرکت های جهانی، درآمد. شرکت را به صورت مستعار « بالن آبی » می نامیدند، در سراسر دنیا شغل های زیادی ایجاد می کرد و نیروی کار آن به ۴۰۷ هزار نفر رسید. یک دهه بعد کسانی که زندگی خود را در شرکت سرمایه گذاری کرده بودند و تصور نمی کردند که هیچ گاه شاهد نابودی یا شکست این شرکت باشند، دریافتند که رویاهایشان چیزی جز خواب و خیال نبوده است. شرکت که سود را سالانه ۶ میلیارد دلار اعلان می کرد، ناگهان، پس از دو سال، ۵ میلیارد دلار زیان اعلان کرد. ارزش سهام شرکت ۷۵ میلیارد دلار کاهش یافت، یعنی مبلغی برابر تولید ناخالص داخلی کشور سوئد. بنابراین هر کسی که در این شرکت دست داشت متحمل ضرر، زیان، درد و رنج فراوان گردید.

بیش از ۱۴۰ هزار کارگر و کارمند آی.بی.ام کار خود را از دست دادند. بسیاری از شهرها و شهرکها شاهد از بین رفتن سیستم اقتصادی خود بودند، چون می دیدند که شرکت آی.بی.ام از آن دیار رخت برمی بندد. بخش میانی «دره هودسان» در نیویورک به کلی از بین رفت و در ۱۹۹۳ که آی.بی.ام منتظر خدمت کردن کارکنان را اعلان کرد، مقامات محلی از فروشگاههای اسلحه درخواست کردند که در آن روز مغازه های خود را ببندند.

سهام شرکت که زمانی به ۱۶۷ دلار رسیده بود اینک ۴۰ دلار معامله می شد و به همین گونه امید و آرزوی صدها هزار سرمایه گذار، از مقامات اجرایی شرکت تا مادربزرگ ها برباد می رفت چون تصور می نمودند که در بزرگترین و سالم ترین شرکت سرمایه گذاری کرده اند.

زمانی که شرکت سیاست « منتظر خدمت کردن کارکنان » را کنار گذاشت روحیه کارکنان خراب تر شد، زیرا کارکنان قدیمی پیراهن های آستین کوتاه می فروختند که بر روی آن شعاری به این صورت نوشته شده بود : « من گمراه شده ام».

رئیس هیات مدیره شرکت، جان ایکرز، که با طی مسیر شغلی طولانی به راس اهرام سازمانی بزرگترین شرکت دنیا رسیده بود، زیر فشار زیاد قرار گرفت، استعفا کرد و سایر مدیران ارشد را هم با خود برد، ولی در آن روز تنها مساله مسیر شغلی مقامات ارشد مطرح نبود. درست در همان روز شرکت به سیستم مالی جهانی تکان بزرگی داد و آن زمانی بود که شرکت سود تقسیمی را از ۲۱/۱ دلار به ۵۴ صدم دلار، برای هر سهم اعلان کرد.

شرکت آی.بی.ام که در مدت ۸۰ سال به صورت بزرگترین شرکت تولید کننده کامپیوتر عمل می کرد، نمونه ای از شکست سازمانی است. این شرکت که به صورت بزرگترین شرکت جهان درآمده بود، برای بقای خود دست و پا می زد. این داستان چگونه رخ داد ؟


تاریخچه

شرکت آی.بی.ام از یک مجتمع بزرگ که در ۱۹۱۱ با هدف ساخت ترازو، آسیاب قهوه، دستگاه برش پنیر و ساعت دیواری تشکیل شد، به وجود آمد. بخش قطعات کامپیوتری شرکت رشد سریع داشت و در ۱۹۲۴ با تغییر مسیر خود را به شرکت سهامی ماشین های تجاری بین المللی (آی.بی.ام) نامید. توماس واتسون و پسرش برای مدت ۵۷ سال، یعنی تا ۱۹۷۱ رئیس هیات مدیره شرکت بودند. کسانی که جایگزین آنها شدند همانند این پدر و پسر دارای قدرت و بصیرت نبودند، ولی آنها وارث یک شرکت بسیار قدرتمند بودند که در سال های میانی دهه ۱۹۶۰ بر بازار کامپیوتر حاکم بود. شرکت در زمانی که کامپیوتر مدل S/360 را با شش مدل دیگر روانه بازار کرد، تصمیم گرفت که ۵ کارخانه راه اندازی کند و هزاران شغل جدید به وجود آید. شرکت با ارائه سیستم ۳۶۰ شاهد موفقیت چشمگیری بود و در صنعت کامپیوتر پیشرو گردید. برخی بر این باورند که شرکت با عرضه این محصول وارد دنیای دیگری گردید.

دیوان سالاری بر شرکت حاکم بود

ملکام رابینسون که یک مقام اجرایی بازنشسته شرکت آی.بی.ام و مسئول واحد اروپایی شرکت بود، چنین گفت: « عرضه سیستم ۳۶۰ موجب بروز پیچیدگی ها، مسائل و مشکلات زیادی برای شرکت گردید که شرکت از حل آنها تقریبا ناتوان بود. برای چند مدت شرکت دچار نوعی هرج و مرج شده بود، بنابراین ناگزیر شد تا واحدی تشکیل دهد که بتواند امور را زیر کنترل درآورد و به دیگران اطمینان بدهد که شرکت بار دیگر دچار چنین لغزشی نخواهد شد. شاید این درست همان وضعی بود که می توانست شرکت را ا دست دیوان سالاری نجات دهد ». آمار نشان می دهد که حق با رابینسون بود، تعداد کارکنان شرکت از ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۶ ۱۳۰ درصد افزایش یافت درحالی که فروش شرکت حدود ۹۷ درصد افزایش یافته بود. وجود تعداد زیادی از افراد و تشکیل جلسه ها و شورا ها از جمله اشتباهاتی بود که مقامات اجرایی آی.بی.ام مرتکب می شدند. با توجه به واکنشی که باید به سرعت در برابر تغییر بازار کامپیوتر نشان داد، مسیر دست و پاگیر مدیریت و سیستم پر پیچ و خم تصمیم گیری باعث می شد که نتوانند تصمیمات را سریع بگیرند، زیرا همه چیز طبق « راه آی.بی.ام » انجام شود، و راه آی.بی.ام ایجاب می کرد که جلسه ها تشکیل شود و مقامات به توافق نظر کامل برسند، بنابراین هرگاه یکی از اعضای شرکت مشاهده می کرد که توافق کامل وجود ندارد، مجبور می شد تصمیم را به شورای بالاتر محول نماید و این فرهنگ دیوان سالاری بر دوش شرکت سنگینی می کرد.

هنگامی که مدیر عامل جدید عهده دار شرکت گردید و جان ایکرز استعفا داد، او گفت که باید شرکت را تجدید حیات کرد و آن را از دست دیوان سالاری سنگین نجات داد. فرهنگ آی.بی.ام موجب شده بود که پرونده های بزرگی درباره توافق نظر مقامات اجرایی انباشته شود و باید همگان از این مسائل آگاه گردند. ولی همین فرهنگ موجب بروز فاجعه گردید.

زمان به سرعت تغییر می کند

تقریبا هنگامی که شرکت آی.بی.ام خط تولید کامپیوترهای ۳۶۰ را در سال های میانی دهه ۶۰ راه اندازی کرد، یک خواننده معروف آمریکا که در زمینه فرهنگ عامه سرودهایی را می خواند، سرودی را با مضمون روزگار به سرعت تغییر می کند، منتشر نمود. ولی متاسفانه شرکت آی.بی.ام همراه زمان تغییر نکرد. شرکت درگیر و سرگرم تولید و عرضه محصولی بود که به بازارهای بین المللی روانه می شد. با تاخیر زیاد وارد بازار کامپیوتر شخصی شد، شرکت در دهه ۱۹۷۰ همچنان سرگرم فروش مدل ۳۶۰ بود و شاهد سودهایی بود که از محل این مدل ها به دست می آمد. زمانی که شرکت تصمیم گرفت در صحنه رقابت جهانی وارد بازار کامپیوتر شخصی شود، تقریبا دوره شکوفایی مدل ۳۶۰ به پایان رسیده بود ارزش هایی که باعث شده بود شرکت آی.بی.ام در صحنه کامپیوتر پیشرو گردد دیگر کارایی نداشت (سیاست شرکت بر محافظه کاری، دادن آموزش های زیاد به کارکنان، توجه به نیاز مورد انتظار مشتری و تنظیم شغل دائمی به کارکنان بود). در این زمان دنیا به سرعت به سوی کامپیوترهای شخصی حرکت می کرد که شرکت های رقیب در صحنه پررقابت عرضه می نمودند.

مساله کارهایی نیست که آنها کرده اند، بلکه مساله کارهایی است که نکردند

عرضه کامپیوتر های شخصی آی.بی.ام موفقیت آنی برای شرکت به بار آورد اما شرکت این کار را به موقع انجام نداد. هم پیش و هم پس از عرضه کامپیوترهای شخصی، شرکت دچار تاخیرهای زیادی شد که سرانجام موجبات شکست آن را فراهم آورد. نخستین اشتباه بزرگی که شرکت آی.بی.ام انجام داد این بود که از تکنولوژی جدید به موقع استفاده نکرد، یعنی همان فرصتی که در سال های میانی دهه ۱۹۷۰ برای شرکت پیش آمده بود. کامپیوترهای شخصی که به دستورالعمل های زیاد نیاز ندارند، سرعت بیشتری دارد و می تواند مناسب دفاتر و سازمان های گوناگون باشد به سرعت شهرت پیدا کرد. ولی این تکنولوژی سودهای حاصل از کامپیوترهای اصلی شرکت را تهدید می نمود. تصمیم گیری در مورد تولید و عرضه کامپیوترهای کوچک تر و ارزان تر به تاخیر افتاد تا اینکه شرکت های رقیب در میدان رقابت گوی سبقت را ربودند و از آی.بی.ام جلو افتادند.

نقطه ضعف دیگر مدیریت این بود که نتوانست به موقع از سودهای حاصل از عرضه کامپیوترهای شخصی بهره مند شود. این شرکت قراردادهایی را با شرکت میکروسافت و اینتل امضا کرد و قطعاتی از کامپیوترهای شخصی را از آنها می خرید. کار درست این بود که شرکت در همان زمان بخشی از این دو شرکت را خریداری کند و این نهنگ آبی بتواند از وجوه نقد این دو شرکت، حاصل از سودهای زیاد استفاده نماید. بیل گیتس، رئیس هیات مدیره شرکت میکروسافت به شرکت آی.بی.ام پیشنهاد کرد که سیستم عملیاتی شرکت (ام اس ـ دی او اس) را خریداری نماید. ولی آی.بی.ام این نظر را نپذیرفت، یک مقام اجرایی گفت که شرکت نمی خواست خود را درگیر مسائل نرم افزاری کند، چندی نگذشت که باز هم شرکت فرصت دیگری را از دست داد. رئیس هیات مدیره شرکت میکروسافت با این باور که به نفع آن شرکت و شرکت آی.بی.ام است که شرکت آی.بی.ام ۱۰ درصد از شرکت میکروسافت را بخرد. باز هم آی.بی.ام این پیشنهاد را رد کرد. اگر آی.بی.ام ۱۰ درصد از شرکت میکروسافت را در آن زمان خریده بود و ۱۰۰ میلیون دلار در آن شرکت سرمایه گذاری نموده بود، در حال حاضر صاحب ۳ میلیارد دلار بود.

کار دیگری را که آی.بی.ام به سرعت انجام نداد، این بود که حاضر نشد سیاست منتظر خدمت کردن کارکنان را کنار بگذارد، در حالی که این سیاست کارایی خود را از دست داده بود. به گفته یک مدیر پیشین شرکت، این سیاست به شدت مورد دفاع قرار می گرفت، درست مثل این که می خواهند از طفلی دفاع کنند. شرکت به جای اینکه بپذیرد نیروی کار را باید کاهش داد، به صورت بیهوده ای درصدد « تجدید سازمان » برآمد، بسیاری از پست های اداری را حذف کرد و در مواردی هم افراد را به سبب اندک اشتباهی و نقض مقررات اخراج می نمود. شرکت به تدریج بر کارکنان فشار آورد تا مقداری از ناملایمات را بپذیرند. درآن زمان، رئیس هیات مدیره، جان ایکرز، همواره پافشاری می کرد که هیچ کس نباید اخراج شود. اگرچه این سیاست ایکرز مبنی بر حفظ فرهنگ ویژه آی.بی.ام قابل تقدیر بود، ولی روحیه کارکنان به تدریج خراب می شد و سرانجام کار بدانجا کشید که شرکت سیاست خود را زیر پا گذاشت و درصدد منتظر خدمت کردن کارکنان برآمد.

 آی.بی.ام در زمان کنونی

در ژانویه ۱۹۹۳، سرانجام جان ایکرز از مقام ریاست هیات مدیره شرکت آی.بی.ام کنار رفت. ولی این کار بسیار دیر شده بود. اگرچه این مقام، مسئول همه مشکلات شرکت نبود، ولی او در حل مساله ها کوتاهی کرد.

رسانه های گروهی که شاهد استعفای او بودند باعث شدند که تصویر آی.بی.ام در ذهن مردم خراب تر شود.

مدیر عامل و رئیس هیات مدیره کنونی آی.بی.ام، لوئیس وی گستنر وارث انبوهی از مشکلات شد به گونه ای که نمی توانست به راحتی آن تصویر را شفاف کند و فرهنگی را بر سازمان حاکم نماید که اعضای سازمان هیچ فرصتی را از دست ندهند یا دیوان سالاری کاهش یابد و افراد منافع شرکت را بر منافع شخصی خود برتر شمارند.

در نخستین سال فعالیت ها، او امور مالی شرکت را به شیوه ای نوین سر و سامان داد، افرادی را از خارج از شرکت استخدام کرد و به ریاست واحدهای مالی گمارد. تغییرات اساسی مالی به وجود آورد به گونه ای که ۷۵% دریافتی مدیران ارشد اجرایی در گرو عملکرد آنان قرار گرفت.

در زمان کنونی لباس های کارگری جایگزین لباس های محلی شیک و تمیز شده، فرهنگ دیوان سالاری به میزان زیادی از بین رفته است و افراد خود را با شرایط جدید وفق داده اند.

شهرت مدیر عامل جدید شرکت در تصمیماتی است که به سرعت می گیرد و در این راستا کمیته مدیریت ارشد که اغلب موجب به تاخیر افتادن تصمیمات می شد منحل کرده و به صورت مستقیم با کارکنان و مشتریان به گفت و گو می پردازد. پست الکترونیکی موجب شده است که افراد تماس های مستقیم با او برقرار کنند. نتیجه ها بسیار چشمگیر است.

شرکت یک بار دیگر شاهد رشد و توسعه است، سود شرکت دو برابر شده و سهام شرکت قیمت از دست رفته خود را جبران کرده است. شرکت آی.بی.ام از این جهت متحمل ضربه، ضرر و زیان شده بود که نمی توانست از فرصت های به دست آمده استفاده کند و در تصمیم گیری ها با تاخیرهای زیادی اقدام می کرد. مدیر عامل جدید می کوشد تا مانع از تکرار چنین رویدادی شود. او همه منابع عظیم شرکت را مورد توجه دقیق قرار داده و همگی را در جهت تامین منافع شرکت و خواست های مشتریان سوق داده است.

گذشته از این، این نهنگ آبی دست در دست اینتل گذاشته تا در سراسر دنیا در شبکه های تولید و عرضه کامپیوترهای شخصی رسوخ نماید. شرکت درصدد عرضه یک دسته از محصولات جدید و پرطرفدار است، نمونه آن کامپیوترهای شخصی با اندازه های نسبتا کوچک است و شرکت چندین هزار از این محصول به سراسر دنیا عرضه می کند. مدیر عامل شرکت آی.بی.ام آینده ای در نظر دارد که در آن شرکت های بزرگ خریدار کامپیوتر و نرم افزارهای جدید هستند و کسانی این اقلام از محصول را خریداری می کنند که هیچ گاه درباره محل استقرار کامپیوتر اصلی نمی اندیشند (مقصود او شرکت هایی است که در زمان کنونی از شبکه اینترنت استفاده می کنند). آیا این دیدگاه بسیار گسترده او می تواند یک بار دیگر آی.بی.ام را به اوج قدرت در جهان برساند؟ یا اینکه دنیا دستخوش چنان دگرگونی هایی شده است که هیچ گاه آی.بی.ام نخواهد توانست شکوه و عظمت از دست رفته را بازیابد؟ در یک مورد نباید تردید کرد، یعنی لو گستنر کسی نیست که از تغییر و تحول واهمه داشته باشد. و گفت: «در آستانه سده ۲۱، گستنر می کوشد تا یک بار دیگر عظمت و شکوه از دست رفته شرکت را بازگرداند و این در حالی است که بزرگترین شرکت ها دستخوش شدیدترین تحولات قرار می گیرند و دنیا نظاره گر آن است ».

 

منبع: مبانی تئوری و طراحی سازمان. تالیف؛ ریچارد آل دفت (۱۹۹۸). ترجمه پارسائیان و اعرابی (۱۳۸۶) چاپ چهارم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *