مشکل سوات چیست؟

ایجاد تمایز بین محیط داخلی و خارجی بنگاه در بیشتر روش های تحلیل استراتژی، رایج است. مشهورترین و پراستفاده ترین روش، چارچوب سوات است که تأثیرات مختلف بر استراتژی بنگاه را به چهار دسته تقسیم می کند: نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدها. دو مورد اول (نقاط قوت و ضعف) مربوط به محیط داخلی هستند؛ دو مورد آخر(فرصت ها و تهدیدها) مربوط به محیط خارجی است.

کدام بهتر است، جداسازی دوطرفه بین تأثیر داخلی و خارجی یا طبقه بندی سوات چهار طرفه؟ مسئله اصلی این است که آیا دسته بندی عوامل داخلی به نقاط قوت و ضعف و دسته بندی عوامل خارجی به فرصت ها و تهدیدها، منطقی و مفید است یا خیر. در عمل، این جداسازی ها دشوار است.

الکس فرگوسن برای باشگاه منچستر یونایتد یک نقطه قوت است یا نقطه ضعف؟ او به عنوان باتجربه ترین و موفق ترین مربی فوتبال، نقطه قوت است. به عنوان یک پیرمرد ۷۰ ساله ای که هیچ جانشین مشخصی ندارد، نقطه ضعف است.

گرمایش جهان برای تولیدکنندگان خودرو فرصت است یا یک تهدید؟ با تشویق افزایش مالیات بر سوخت وسایل نقلیه موتوری و محدودیت های استفاده از این خودرو، و این موضوع تهدید است. با تشویق مصرف کنندگان برای تغییر جهت به سمت خودروهای کم مصرف و الکتریکی، این موضوع، فرصتی برای فروش جدید را فراهم می کند.

نکته اینجا است که دسته بندی عوامل خارجی به فرصت ها و تهدیدها و دسته بندی عوامل داخلی به نقاط قوت و ضعف، اختیاری است. موضوع مهم، شناسایی دقیق نیروهای خارجی و داخلی موثر بر بنگاه و سپس تحلیل نتایج آن ها است.

در کتاب استراتژی با رویکرد امروزی (نوشته ام گرنت)، دسته بندی ساده دوطرفه از عوامل داخلی و خارجی دنبال تایید می شود و از هر نوع دسته بندی سطحی به نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدیدها اجتناب شده است (بیشتر بدانید).


  • منبع: کتاب مدیریت استراتژیک با رویکرد امروزی
  • ویرایش هشتم. چاپ دوم
  • نوشته: رابرت ام گرنت
  • ترجمه، آرش خلیلی نصر 1396

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *