منابع انسانی سازمان، متشکل از مجموعه ای از نیرو های ستادی و صف می باشد که با تشریک مساعی و همکاری، همواره در جهت تحقق اهداف سازمان به فعالیت مشغول هستند. این منابع انسانی امروزه تحت عنوان سرمایه های سازمان یا سرمایه های انسانی شاخته می شوند. یکی از مزیت های سازمان های پیشرو و موفق داشتن نیروی انسانی برانگیخته است. انگیزه به کارکنان نیرو و جهت می دهد تا همواره با روحیه بالا با انجام بهینه وظایف شغلی، تولید و بهره وری سازمان خویش را به پیش ببرند. در آینده سازمان ها (و جوامع) بر اساس کیفیت فن آوری و نیز منابع انسانی خویش به رقابت خواهند پرداخت. در چنین رقابتی نیروی کار برانگیخته، سرمایه راهبردی مهمی به حساب می آید. برخی پژوهش ها (ریجو، 1383) نشان داده است که؛ کارکنانی که تازه استخدام می شوند، بیشترین انگیزه را دارند ولی کمترین بهره وری؛ در مقابل کارکنان با سابقه،  با کیفیت بیشتری کار می کنند، اما انگیزه کمتری دارند… چرا؟ در ابتدا لازم است بیان گردد، در رابطه با نیروی کار در سازمان، مدیریت منابع انسانی دو وظیفه مهم بر عهده دارد (میچل؛ ترجمه شکر کن، 1382)؛

  • جذب و استخدام نیروی انسانی شایسته
  • نگهداری و حفظ نیروی انسانی متعهد

طراحی مناسب آزمون های استخدامی و مصاحبه های کاربردی، مدیریت را در رسیدن به هدف ابتدایی به موفقیت خواهد رساند. اما برای نگهدای و حفظ نیروی کار، با همان بر انگیختگی و اشتیاق روزهای اولیه استخدام، موضوع کمی دشوارتر می شود. تعداد زیادی از پرسنل وقتی یک کار جدید را آغاز می کنند، بسیار شیفته و علاقه‌مند آن هستند. اما پژوهش، نشان داده است که در 85 درصد شرکتها، انگیزه پرسنل در شش ماهه اول به سرعت کاهش می یابد و در سالهای بعد نیز روحیه آنها بدتر خواهد شد. این یافته ها بر اساس مطالعه ای شکل گرفته است که بر روی 2/1 میلیون نفر از کارکنان 52 شرکت برتر از میان 1000 شرکت مجله فورچون بین سالهای 2001 تا 2004، توسط موسسه تحقیقاتی سیروتا ( 2006، نیویورک) انجام شده است. گاهی این مشکل هم به سیاست ها و رویه هایی که شرکتها در مدیریت کردن نیروهایشان به کار می گیرند و هم به روابطی که مدیران به صورت فردی به وسیله گزارشهای مستقیم خود برقرار می کنند؛ مربوط می شود.

اغلب شرکت ها اشتباه عمل می کنند. آنها به جای آنکه سعی کنند به کارکنان خود انگیزه بدهند، باید از بی انگیزه شدن کارکنان خود جلوگیری کنند. برای آنکه علاقه و شیفتگی را که کارکنان در ابتدای شروع کار خود دارند حفظ کنیم، مدیریت باید سه هدفی را که عده زیادی از کارکنان در کار خود در پی آن هستند، بفهمد و سپس آنها را برآورده کند. این اهداف عبارتند از:

  • برابری: در مسائلی مثل دستمزد، مزایا و امنیت شغلی با پرسنل به طور عادلانه و برابر رفتار شود.
  • موفقیت: احساس افتخار کردن از شغل و از کارفرما.
  • همراهی و رفاقت: داشتن روابط خوب و پربار با همکاران.

برای نگهداری یک نیروی کار علاقه‌مند، مدیریت منابع انسانی سازمان، باید تمام این اهداف را تأمین کند. در شرکتهایی که فقط یکی از این اهداف تامین می شود، کارکنان یک سوم علاقه‌مندی کارکنانی را دارند که شرکتهای آنها تمام این اهداف را برآورده می سازند. این اهداف نمی‌توانند جایگزین یکدیگر شوند. شناختن و درک کردن صحیح پرسنل نمی تواند جایگزین دستمزد خوب شود، پول نمی تواند جایگزین حس افتخار و سربلندی از انجام یک کار شود و سربلندی به تنهایی هیچ تضمینی ایجاد نمی کند.

 تأمین این سه هدف، هم به سیاست های یک سازمان بستگی دارد و هم به عملکرد روزمره مدیران که به صورت فردی انجام می‌گیرد. تامین این نیاز های اساسی توسط سازمان، نیروی انگیزشی باقوه ای را در کارکنان ایجاد می کند که با فراهم بودن شرایط و عدم وجود محدودیت های سازمانی، می تواند، مجموعه نیروی انسانی پویا و برانگیخته ای بسازد که متعهدانه سازمان را در جهت نیل به اهداف عالی همراهی کنند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.