پیشگفتاری در استاندارد ۳۴۰۰۰ (دکتر آرین قلی پور)

نزول شان انسان به سرمایه های سازمانی!
 

خداوند انسان را به عنوان اشرف مخلوقات، آزاد آفرید و مقام جانشینی خود را به او بخشید ولی انسان خیلی زود، آزادی خود را از خویشتن گرفت و جهان سازمانی را بنا کرد و به نیروی کار، نیروی انسانی، منابع انسانی تبدیل شد و این اواخر با کمال افتخار و توهم ارتقا، تبدیل به سرمایه انسانی شد. غافل از این که انسان خالق سازمان است و نه نیرو، نه منبع و نه سرمایه است، فقط و فقط انسان است؛

 انسانی ساده، انسانی است که ساده بودنش، درجه بالایی از آزادگی و آزاداندیشی و مناعت طبع می خواهد و از این رو انسانهای ساده بسیار نادر هستند. نزول انسان به منابع انسانی و هم طراز شدن آن با منابع فیزیکی، تکنولوژیکی و مالی دلیل قطعی بر ناتوانی شرم آور بشر در احترام به شأن خود به عنوان انسان است و یادآور این پیش بینی حکیمانه استاد حافظ است که می فرماید:

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت*

 ناخلف باشم اگر من به جویی نفروشم

این نزول تدریجی بشر از مقام اشرف مخلوقات و مقام خلیفه الهی به منابع انسانی پس از انقلاب صنعتی تشدید شد و از اروپا به سراسر جهان سرایت کرد. انقلابی که علم تجربی و عقلانیت ابزاری پرچمدار آن شد، جهان را در نوردید و سازمان را بر انسان چیرگی بخشید به گونه ای که انسان بار دیگر به صورت کاملا داوطلبانه برده آفریده خود شد.

 تردیدی نیست که در سایه این انقلاب، این علم و این نوع عقلانیت، جسم انسان روز به روز آسوده تر و روانش رنجورتر میشود. در این بین با کمال بی اعتنایی به حقیقت، هدف نهایی مدیریت منابع انسانی این است که از استقرار صرفا چرخ دنده وار انسانها در سازمان ها جلوگیری کند و انسان دور افتاده از طبیعت و فطرت به دلیل منزلت و قدرت را به تدریج از این وضعیت برهاند.

بی تردید انسان مظهر آفرینندگی خداوند است. او آفریننده است و یکی از مخلوقاتش سازمان است. ولی امروز کمتر انسانی را می توان یافت که در قفس طلایی سازمانی گرفتار نباشد و دردناکتر این که انسان های اندکی هستند که نخواهند شرافت انسانی و آزادگی خود را به پست های سازمانی زودگذر نفروشند.

صحنه سازمان ها جدال انسان های دور شده از فطرت، در جستجوی پست و قدرت است؛ فروش مقام والای انسانی به مقام بالای سازمانی.

اما قصد آن نداریم که روند انسانیت زدایی از سازمان ها را با استانداردسازی تشدید کنیم. هدف از تدوین استاندارد منابع انسانی استاندارد کردن انسان و گرفتار کردن روزافزون او در این قفس نیست. معمولا استانداردسازی با کاهش سلایق و تولید انبوه همراه است، در این استاندارد هدف این است که حداقل کارهایی که در شان انسان هاست، توسط سازمان ها انجام شود تا شاید بارقه امید برگشت انسان به

مقام واقعی خود زنده شود. هدف از استاندارد ۳۴۰۰۰ فراهم کردن حداقل های ضروری برای حضور شرافتمندانه انسان در سازمان است.

اما ترجیح می دهیم که به جای منابع انسانی» از عبارت «انسان»، «تعالی انسانی» یا «کمال و تعالی انسان در سازمانها» استفاده کنیم ولی افسوس که گوش انسان های سازمانی امروزی، منابع انسانی را راحت تر از انسان می پذیرد، و به آن عادت کرده است و از این رو مجبوریم از عبارت منابع انسانی استفاده کنیم. منابع انسانی هر سازمان، عامل اصلی حیات آن سازمان است؛ از این رو شناخت انسان برای مدیریت اثربخش آن ضروری می باشد. مدیریت منابع انسانی بر مبنای مفاهیم رفتار سازمانی بنا شده است که با تلاش های نظام مند برای شناخت، درک و کنترل رفتار انسان، تحقق اهداف سازمانی را امکان پذیر می سازد. مدیریت منابع انسانی در صدد است تا ضمن تضمین بهره وری منابع انسانی و سودآوری سازمان بخشی از نیازهای انسان نیز برآورده شود.

آرین قلی پور

تهران – پاییز ۱۳۹۵

 
منبع: استاندارد ۳۴۰۰۰ در عمل- آرین قلی پور- انتشارات مهربان نشر-چاپ ۱۳۹۷


*با توجه به اینکه تمامی ابیات این غزل با متن همخوانی دارد، آن را به طور کامل در اینجا آورده ایم:

من که از آتش دل چون خم می در جوشم

 مهر بر لب زده خون می‌خورم و خاموشم

 قصد جان است طمع در لب جانان کردن

تو مرا بین که در این کار به جان می‌کوشم

من کی آزاد شوم از غم دل چون هر دم

هندوی زلف بتی حلقه کند در گوشم

 حاش لله که نیم معتقد طاعت خویش

 این قدر هست که گه گه قدحی می نوشم

 هست امیدم که علیرغم عدو روز جزا

فیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم

پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت

ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم

خرقه پوشی من از غایت دین داری نیست

 پرده‌ای بر سر صد عیب نهان می‌پوشم

من که خواهم که ننوشم بجز از راوق خم

 چه کنم گر سخن پیر مغان ننیوشم

 گر از این دست زند مطرب مجلس ره عشق

 شعر حافظ ببرد وقت سماع از هوشم