تضادهای زندگی کار

در دهه 1960 یا 1970 کارمندان به طور معمول از روز دوشنبه تا جمعه در محل کار حاضر می شدند و هر روز 8 تا 9 ساعت کار می کردندو محل و ساعات کار کاملا مشخص بود. اما این روش دیگر برای خیل عظیمی از نیروی کار امروزی کاربرد ندارد و کارمندان اغلب از اینکه مرز میان کار و زندگی رو به محو شدن است و این امر باعث افزایش تضادها و استرس شده، شکایت دارند. در عین حال با وجود این مسائل در محیط کار امروز هم فرصت هایی برای کارمندان فراهم است تا نقش های کاری خود را ایجاد کرده و به آنها ساختار دهند. یک سری عوامل در کم رنگ کردن مرز میان کار و زندگی کارمندان تاثیر گذار بوده اند:

اول اینکه خلق سازمان های جهانی بدین معنی است که دنیای آنها هرگز به خواب نمی رود. برای مثال در هر زمان و هر روزی از هفته، هزاران نفر از کارمندان جنرال الکتریک در جایی از جهان مشغول به کار هستند. لزوم مشاوره با همکاران یا مشتریانی که 8 یا 10 منطقه زمانی فاصله دارند بدین معنی است که بسیاری از کارمندان شرکت های جهانی مجبور هستند 24 ساعت روز را آماده پاسخگویی به تلفن باشند. دوم اینکه فناوری های ارتباطی این مکان را برای کارمندان فراهم کرده که در خانه، ماشین یا از کنار ساحل دریای مدیترانه کارکنند. بدین ترتیب بسیاری از افراد فعال در مشاغل حرفه ای و فنی توانسته اند در زمان و هر مکان به انجام کارهای خود بپردازند. سوم اینکه سازمان ها از کارمندانشان می خواهند که ساعات بیشتری را کارکنند. برای مثال، در یک بررسی 10 ساله مشخص شد که ساعات کاری متوسط مردم آمریکا از 43 ساعت به 47 ساعت افزایش یافته است، تعداد افرادی که در هر هفته 50 ساعت یا بیشتر کار میکنند نیز از 24 درصد به 37 درصد رسیده است. مورد آخر اینکه تعداد خانوار هایی که یک نان آور دارند کاهش یافته است. کارمندان متاهل امروزی اغلب جزو خانوارهایی هستند که در آنها هم مرد شاغل است و هم زن. این مساله باعث شده کارمندان متاهل به سختی بتوانند برای ایفای نقش هایی که در منزل در قبال همسر، فرزندان، اولیا و دوستانشان دارند، زمانی را تخصیص دهند. کارمندان دریافته اند که شغلشان بیش از پیش زندگی شخصی شان را تحت تاثیر قرار داده و از این موضوع راضی نیستند.

به عنوان نمونه، بررسی که اخیرا انجام شد نشان داد که کارمندان خواستار شغلی هستند که برنامه ریزی کاری آن انعطاف پذیر باشد تا بدین ترتیب بتوانند به شکلی از پس تضاد بین کار و زندگی شان برآیند. در حقیقت شواهد حاکی از آن است که ایجاد تعادل میان کار و زندگی برای کارمندان نسبت به امنیت شغلی در اولویت بالاتری قرار گرفته است. علاوه بر این به نظر می رسد نسل بعدی کارمندان نگرانی های مشابهی داشته باشند. اکثریت دانشجویان کالج و دانشگاه عنوان می کنند که ایجاد تعادل میان زندگی شخصی و کار جزو اهداف شغلی اصلی شان می باشد. آنها همانطور که خواهان شغل هستند، می خواهند زندگی هم داشته باشند. از این رو سازمان هایی که به کارمندانشان در راستای ایجاد تعادل بین زندگی و کار کمکی نمی کنند، در جذب و حفظ توانمندترین و با انگیزه ترین کارمندان، با مشکلات روزافزونی روبرو خواهند بود. رفتار سازمانی پیشنهادات بسیاری در زمینه طراحی محل کار و مشاغل در اختیار مدیران می گذارد تا بتوانند کارمندان را در ایجاد توازن بین کار و زندگی یاری کند.


منبع : رفتار سازمانی رابینز مهدی زارع جلد۱ ،استیفن رابینز, تیموتی جاج، ترجمه مهدی زارع
وب سایت روانشناسی صنعتی و سازمانی
استفاده از مطلب فوق در دیگر سایت های اینترنتی مجاز و مورد تایید مدیر سایت نمی باشد.
خواهشمند است رعایت امانت بفرمایید. با تشکر

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.