دسته بندی آسیب شناسی و بلوغ منابع انسانی:

آسیب شناسی و بلوغ منابع انسانی شامل فعالیت هایی است که به اندازه گیری میزان اثربخشی فعالیت های منابع انسانی مرتبط باشد. در این صفحه کلیه مطالب مرتبط با این دسته بندی لیست شده است.


وب سایت روانشناسی صنعتی و سازمانی

سلامت کارکنان در محیط کار (بخش پنجم)

سلامت کارکنان در محیط کار

بخش پنجم

نویسنده: محمد اصلانپور

شاید اگر کمی به ابعاد و جزئیات حوزه سلامت کارکنان بپردازیم وضعیت روشن­ تر شود و سازمان ها را نسبت به این موضوع حساس تر کند. جالب است بدانید که طبق تحقیق موسسه [1]CIPD اصلی ترین دلیل غیبتهای بلندمدت کاری در انگلستان به دلیل مشکلات سلامت روان بوده در حالیکه از هر 10 نفر یکی از آن ها دچار مشکلات شدید یا خیلی شدید بود. حدود یک چهارم این کارکنان تمایلی نداشتند که مشکلات حوزه سلامت روان خود را با کارفرما در میان گذارند. آنها فکر می کنند اگر در این خصوص صحبت کنند احتمالا نظر سازمان درباره کارآمدی آنها عوض می شود و فرصتهای ارتقا را از دست می دهند. بنابراین بخش  قابل توجه ای از مشکلات سلامت کارکنان در کوتاه مدت شناسایی نمی شود و آثار بلندمدت و پنهان نیز دارد. ادامه نوشته

وب سایت روانشناسی صنعتی و سازمانی

سلامت کارکنان در محیط کار (بخش چهارم)

سلامت کارکنان در محیط کار

بخش چهارم

نویسنده محمد اصلانپور

وقتی درباره سلامت عموم جامعه صحبت می کنیم، نقش متخصصین مختلف مرتبط با این حوزه تقریبا روشن است. روانشناسان بالینی، روانشناسان عمومی، روانشناسان سلامت، پزشکان، روانپزشکان، متخصصین علوم اعصاب، مشاورین خانواده و … همگی در حوزه سلامت نقش خود را کم و بیش ایفا می­­ کنند. اگر چه همه این متخصصین هنگامی که به سلامت فرد می پردازند چند بُعد را در نظر می گیرند- پیش­تر رویکرد زیستی-روانی-محیطی را معرفی کردیم- اما وقتی درباره سلامت کارکنان یا سلامت در محیط کار صحبت می ­شود روانشناسان صنعتی و سازمانی نقش محوری دارند. زیرا نه تنها سلامت یک کارمند با کارمندان دیگر گره خورده است بلکه نقش فرایندها، مقررات و فرهنگ سازمان در اینجا نقش مهمی دارند. روانشناس صنعتی و سازمانی ابتدا فرایندها و سازوکارهای مرتبط با کیفیت زندگی کاری را بررسی می کند، ادامه نوشته

وفاداري سازمانی

عوامل تاثیر گذار بر وفاداري سازمانی

عوامل تاثیر گذار بر وفاداري سازمانی

معنویت در سازمان[1]: معنویت به معنی کاوش و تلاش براي یافتن هدف واقعی از زندگی و واقعیت جهان و کوششی جهت رسیدن به کمال انسانی است. آشموس و دچون معنویت محیط کار را به واسطه ي اجزاي سازنده آن چنین تعریف می کنند: 1.تشخیص این که کارکنان زندگی درونی دارند. 2. فرض این که کارکنان مایلند نوعی هدفمندي در کار خود پیدا کنند. 3. تعهدي که توسط سازمان داده می شود تا شرایط و موقعیت اجتماعی را براي رشد معنوي و روحی افراد ایجاد کند. معنویت در کار در برگیرنده احساسات عمیق و ژرفی از شادمانی از این باور است که کار فرد موجب تعالی خود و دیگران می شود، حسی از ارتباط با دیگران و برقراري اهدافی مشترك و برقراري ارتباط با چیزي فراتر از خود (پورکیایی و اشجعی، 1389). ادامه نوشته

متن پیشگفتار استاندارد 34000 (دکتر قلی پور)

پیشگفتار استاندارد 34000 (دکتر قلی پور)

خداوند انسان را به عنوان اشرف مخلوقات، آزاد آفرید و مقام جانشینی خود را به او بخشید ولی انسان خیلی زود، آزادی خود را از خویشتن گرفت و جهان سازمانی را بنا کرد و به نیروی کار، نیروی انسانی، منابع انسانی تبدیل شد و این اواخر با کمال افتخار و توهم ارتقا، تبدیل به سرمایه انسانی شد. غافل از این که انسان خالق سازمان است و نه نیرو، نه منبع و نه سرمایه است، فقط و فقط انسان است؛ ادامه نوشته

چگونه از نظریه های سازمانی در عمل استفاده کنیم؟

نظریه های سازمانی در عمل
  • در طول تاریخ شیوه مربوط به طرح ریزی سازمانی و فرض های مربوط به رفتار آدمی دستخوش تغییر بسیار شده اند.
  • امروزه با جامعه ای بسیار سازمانگرا مواجهیم و این امر تقاضا برای فهمیدن کارایی سازمانی را افزایش داده است.
  • شیوه کلاسیک بررسی سازمانها بر محیطی نسبتا خشک، رسمی، آمرانه، بسیار خردمندانه و منظم تآکید داشت. مردم نیازمند نظارت بودند.
  • شیوه روابط انسانی ساختارهای غیر رسمی، مناسبات میان افراد و هنجارهای موجود در گروه ها را، خاطر نشان می ساخت. لذا فنون پژوهش علوم اجتماعی به کار گرفته شد و تآکید به جهات مثبت انگیزش آدمی منتقل شد.
  • شیوه سیستم ها حاکی از این بود که باید به چیزی بیش از خرده واحدها یا افراد که به تنهایی عمل می کنند نظرافکنیم. باید وابستگی ها و روابط متقابل بخشها را نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم تا دیدی دقیق از کل به دست آوریم.
  • نظریه اقتضایی بر فلسفه سیستم ها بنا شدند. آنها تعامل پیچیده میان محیط، تکنولوژی، ساختار سازمانی و انگیزش آدمی را خاطر نشان کردند. استدلال آنها این بود که یک «بهترین روش» برای طرح ریزی یک سازمان وجود ندارد. دیدگاه آنها از انگیزش آدمی اساسا بی طرفانه بود.

ادامه نوشته