مطالب توسط حسام بذرافکن

هفت مورد از اصطلاحات مهم شغلی پر کاربرد در شرح شغل نویسی (تعریف شغل، شاغل و …)

شغل چیست؟ شاغل کیست؟ 
١- شغل : شغل عبارت از مجموع وظایف و مسئولیت های مرتبط و مستمر و مشخصی است که از طرف سازمان به عنوان کار واحد شناخته شده باشد.
 ۲- شاغل: فردی که در زمان مشخصی عهده دار شغلی است.

منشور اخلاقی و ارزش های سازمانی(حق و تکلیف کارکنان)

– تمام کارکنان دارای شان انسانی برابر هستند و همه آنها از موهبت، عقل و وجدان برخوردارند و باید با روحیه انسانی با همدیگر همکاری کنند؛
– همه کارکنان بدون هیچ گونه تبعیض، به ویژه از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دین و از نظر سیاسی یا ثروت، ولادت، یا هر وضعیت دیگر، از تمام حقوق مندرج در دستورالعمل های شرکت برخوردارند؛

نمونه ای از استراتژی های منابع انسانی

استراتژی های منابع انسانی
– استراتژی شرکت در حوزه جذب و استخدام، ساخت و پرورش در درون برای مشاغل حیاتی و کلیدی و خرید و جذب از بیرون برای مشاغل محوری و ضروری است
– استراتژی شرکت در حوزه رابطه استخدامی به صورت بلندمدت در مشاغل حیاتی، میان مدت در مشاغل کلیدی و کوتاه مدت در مشاغل محوری و پیمانکاری و برون سپاری در مشاغل ضروری است.

ناتوانی رفتار سازمانی در شناخت، پیش بینی و کنترل رفتار انسان در سازمان

مدیریت به عنوان یک علم سکولار زمانی در تاریخ تفکر بشری در غرب به وجود آمد که بشر مدرن خدا را کشته بود و خود جانشین خدا برای اداره جهان شده بود. این وضعیت در جمله زهرا گین نیچه که “خدا مرده است” به جدی ترین شکل ممکن نمود یافته بود.ذبه تعبیر زیبای آلفرد نورث وایتهد، پدر منطق ریاضی جهان، جهان بار دیگر تاریک شده بود چون علمای مدیریت از پیغمبران جلو افتاده بودند و روش تحقیق علمی که در هیچ یک از جهش های علمی جهان حضور نداشت، جایگزین عقل ناب بشری شده بود،

نزول شان انسان به سرمایه های سازمانی!

خداوند انسان را به عنوان اشرف مخلوقات، آزاد آفرید و مقام جانشینی خود را به او بخشید ولی انسان خیلی زود، آزادی خود را از خویشتن گرفت و جهان سازمانی را بنا کرد و به نیروی کار، نیروی انسانی، منابع انسانی تبدیل شد و این اواخر با کمال افتخار و توهم ارتقا، تبدیل به سرمایه انسانی شد. غافل از این که انسان خالق سازمان است و نه نیرو، نه منبع و نه سرمایه است، فقط و فقط انسان است؛
 انسانی ساده، انسانی است که ساده بودنش، درجه بالایی از آزادگی و آزاداندیشی و مناعت طبع می خواهد و از این رو انسانهای ساده بسیار نادر هستند. نزول انسان به منابع انسانی و هم طراز شدن آن با منابع فیزیکی، تکنولوژیکی و مالی دلیل قطعی بر ناتوانی شرم آور بشر در احترام به شأن خود به عنوان انسان است